بَیعت و پیمان بستن و اقسام آن - با نگاهی متفاوت و عمل گرایانه - این بحث در ۲۷ تیر ۱۳۷۳ توسط رهبر سماء ارائه شده است، و حال برای اولین بار (۲۷ تیر ۱۳۹۹) منتشر و عرض می گردد.

 
     
     
 

مِلاک و مِعیار انسان صالح و فاسد: انسان صالح کسی است که اهل شوری و مشورَت است و کارهایش را بر این اساس انجام می دهد، و با توجه به اطمینانی که به خود دارد حاضر می شود از خودش بیرون آید و اوضاع و اَعمال خویش را در معرض شوری و مشورَت و بل حَکمیّت قرار دهد. 

 
     
     
 

بعد از نظام ولایت مطلقه نوبت کدام نظام سیاسی است؟ بعد از نظام ولایت مطلقه نوبت آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی است، نوبت جامعۀ مدنی و نظام برخاسته از نگرش و فرهنگ مردم و خواست و ارادۀ مردم است.  

 
     
     
 

تضاد توحید و بردگی - هنگام بعثت توحیدی اسلام بردگی امری رایج و عرفی بود، لکن دین اسلام آن را به شیوۀ خودش و متناسب با زمان و زمینه هایش معالجه نمود. بدین صورت که در بعد نظری و عقیدتی با سر دادن نِدای: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ قُولُوا لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا» آن را فورا و بلا درنگ مُلغی و ابطال کرد (وَلاَ يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِّن دُونِ اللّهِ: بجای اللّه بعضی ارباب بعضی دیگر نشویم). لکن در سطوح اجتماعی مسئله فرق می کرد، و در نتیجه آن را همراه با زمینه سازیهای اجتناب ناپذیر و به صورت تدریجی زائل و منتفی ساخت. 

 
     
     
 

سرود و شعار و مناظری به مناسبت ۳۹ سالگی پایه گذاری خط و منهج توحیدی - اجتهادیِ موحدین آزادیخواه

 
     
     
 

سی و هفتمین سالروز پایه ریزی خط و منهج «توحیدی - اجتهادی»

 
     
     
 

نظامهای سیاسیِ مرفوض و مؤیَّد 

 
     
     
 

 

دعوت و تربیت قرآنی (۱): مقدمه - کلیات
تاریخ ایراد: ۶ صفر ۱۴۱۳ - ۱۵ مرداد ۱۳۷۱

 
     
     
 

 

دعوت و تربیت قرآنی (۹ و ۱۰): عوامل تربیت
تاریخ ایراد: ۱۵ صفر ۱۴۱۳ - ۲۴ مرداد ۱۳۷۱

 
     
     
 

دعوت و تربیت قرآنی (۱۱): اصول مشترک و فروعات متفاوت بین ما و محمد (ص)
تاریخ ایراد: ۱۸ صفر ۱۴۱۳ - ۲۷ مرداد ۱۳۷۱

 
     
     
 

سازمان و سازماندهی - بخش یکم

سازمان و سازماندهی - بخش دوم

 
     
     
 

 

بحثِ: توحید و استقلال (صوتی - ۱ و ۲): استقلال چگونه و با چه کسانی بدست می آید -این بحث در سال ۱۳۷۲ هجری - شمسی، برابر با سال ۱۴۱۴ هجری - قمری توسط رهبری سماء ایراد شده است.

 
     
     
 

 

شرح و تبیین سورۀ کوثر: بحثی علمی و نقادانه و فرافرقه ای - از طرف رهبری سماء - تاریخ ایراد: ۱۴۱۲ هـ - ق - ۱۳۷۱ هـ - ش

 
     
     
 

فرق عبادات عرفی با عبادات توحیدی-چهار فرق اساسی بین «عبادات عرفی - تقلیدی» و «عبادات توحیدی - اسلامی» وجود دارد (هم در معنا و مُحتوی و هم در حجم و گسترۀ آنها)

 

 
     
     
 

بحثی جامع در مسیر توحید و آزادی، شامل نحوۀ تأسیس، مشاکل دورۀ تأسیس، دشمنان اساسی، و مواضع عقیدتی - سیاسی. و این سند اساسی فی الواقع خلاصه ای از مواضع موحدین آزادیخواه و منهج توحیدی و آزادیخواهانۀ آنهاست. این بحث در اولین سالگرد تأسیس سماء (۲۶ ذو الحِجَّه ۱۴۱۲ - ۵ تیر ۱۳۷۱) و از طرف رهبری ارائه شده و برای اولین بار منتشر می گردد.

 
     
     
 

 

اساس هدایت و ضلالت بشر 

 
     
     
 

 
 

بحثِ: سازشکاری و سازشکار از رهبری سماء - تاریخ ایراد: ۱۸ شوّال ۱۴۱۴ -۱۱ فروردین ۱۳۷۳  -  تاریخ انتشار: ۵ صفر ۱۴۴۱ - ۱۱ مهر ۱۳۹۸

 
 
     
     
 

به مناسبت ۲۸ فروردین ۱۳۹۸ (که مصادف با بیست و هفتمین سالگرد هجرت موحدین آزادیخواه به پاکستان است) این تصویر خاطره انگیز از رهبر سماء تقدیم اهل توحید و آزادی می گردد. این تصویر در بهار ۱۳۷۱ (بهار هجرت) گرفته شده است

 
     
     
 

 
     
     
 

دعای «خداوندا» - به مناسبت ۲۹ خرداد سالگرد شهادت شریعتی، دعای «خداوندا» که یکی از دعاهای پر مُحتَوای ایشان است «با صوت و صورت» تقدیم می گردد. یادش مُکرّم و گرامی و خالقش از او راضی باد.

 
     
     
 

به مناسبت ۵ تیر ۱۳۹۶ (سالروز تأسیس سماء) این تصویر از مؤسس سماء تقدیم می گردد. لازم به ذکر است که این تصویر در ۵ تیر ۱۳۷۰ و در محل تأسیس اخذ شده است.

 
     
     
 

سرودِ: عقیده و هدف

 
     
     
 

اوقاتی که پوشش زنان ناشیرین می شود!

 
     
     
 

رابطۀ سیاست و کار سیاسی با اسلام و مسلمین

 
     
     
 

ســـرود عقیـــده و هـــدف

 
     
     
 

توحید و آزادی (مُوحِّدین آزادیخواه)

 
     
     
 

امر به دیگران و بی توجهی به خویش؟!

 
     
     
 

نظرات و مواضع زير سلطه

 
     
     
 

اهداف و شعارهای سماء

 
     
     
 

هر کسی و هر حزب و سازمانی و هر نظام و حکومتی در رابطه با افکار و عقاید مختلف و جهات و موضوعات گوناگون میتواند دارای یکی از این «مواضع اساسی» باشد:
۱- میتواند موضع «موافق و هم رأی» داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.
۲- میتواند موضع «مخالف و متفاوت» داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.
۳- میتواند موضع «جنگی و مسلحانه» داشته باشد، در ابعاد نظری و عملی.

 
     
     
 

 
     
     
 

 
     
     
 

 
  چهار موضوع اساسی در قرآن  
     
     
 

 
     
     
 

دینداری مُخلصانه و توحیدی: إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (زُمَر - ۱۱): «همانا من امر شده ام که الله را مخلصانه عبادت و اطاعت کنم، زیرا دین و قانون مختص اوست». وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ (یونس - ۷۲): «و من امر شده ام که جزو مسلمین باشم». وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَ قَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ (فُصِّلت - ۳۳): «و چه چیزی بهتر از آن قول و سخنی است که کسی بسوی الله و منهج توحیدی دعوت نمود و در این راستا عمل صالح و سازنده انجام داد و گفت که من از مسلمین هستم». فَإِن تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ (آل عِمران - ۶۴): «و اگر دعوت توحیدی را نپذیرفتند، آنگاه بگویید که شاهـــد باشید ما مسلمان هستیم».و اگر دعوت توحیدی را نپذیرفتند، آنگاه بگویید که شاهـــد باشید ما مسلمان هستیم». يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَ لَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنتُم مُّسْلِمُونَ (آل عِمران - ۱۰۲): «ای اهل ایمان، در رابطه با الله و قوانینش تقوی و التزام داشته باشید، چرا که تقوای الهی و التزام توحیدی بر حق و رواست، و تنها روی دین اسلام بمیرید»..

 
     
     
 

مصدر اصلی مطالب و مواضع سماء - مصدر اصلی مطالب و مواضع فکری، فرهنگی، و سیاسی سازمان موحدین آزادیخواه ایران، شبکۀ سماء: samaa.org است. بنابر این، مطالب و مواضع نهایی سماء تنها از این شبکه قابل اخذ و دریافت می باشد. و آنچه خارج از این شبکه وجود دارد: اولا ممکن است از اصلاح و تجدید نظرهایی که در مطالب و مواضع سماء صورت می گیرد، بی بهره بماند. ثانیا به علت مشکلات پخش و نشر و احتمال تحریفات عَمدی، دریافت مطالب و مواضع نهایی از شبکۀ سمـاء یک امر ضروری است. و طبعا اگر متن و مطلبی (در هر جا و مکانی) با متون و مطالب شبکۀ سماء متفاوت و مختلف باشد، سماء در برابر آن «مسئولیتی» نخواهد داشت.

 
     
     
 

مُخاطبان مُوَحِدین آزادیخواه - سازمان موحدین آزادیخواه ایران، جهت احیای مُجدد «اسلام ومسلمانی» و ابلاغ و ارائۀ اسلام اجتهادی (توحید و آزادی) و حاکمیت و اقامۀ دین توحیدی اسلام بوجود آمده است. اینست که مخاطبان اصلی و بالفعل موحدین آزادیخواه، مسلمین و جوامع اسلامی و کسانی هستند که دنبال «ماهیت واقعی اسلام و حقیقت دین اسلام» هستند، نه ثبوت حقانیت آن و نه ثبوت خدایی بودن آن و نه ثبوت وجود الله رب العالمین. به عبارت دیگر مُحتوی و تبیینات و جوابهای موحدین آزادیخواه، بیشتر متـوجه مسلمین و کسانی است که در محدودۀ دین اسلام می اندیشند و میخـواهند اهل «توحید و آزادی» باشند. و همین است که افکار و عقاید سماء اکثرا برای چنین افراد و جوامعی راهگشا و قناعت آفرین است. و طبعا کسان و جریاناتی که خارج از محدودۀ اسلام و مسلمانی قرار می گیرند در مرحلۀ دوم کار واقع می شوند، و دعوت و اِقناع آنها «با عبور از مرحلۀ اول» معنای بیشتری میدهد.

 
     
     
 

اِتخاذ مَواضع روی واقعیات مُبَیَّن - زمانی امر و خبری به درستی به مردم می رسد که: اولا «کل واقعیت» در رابطه با امر و خبر مورد نظر در میان مردم منعکس شود (نه گوشه ها و بریده هایی از آن). بدین معنا که خبر و حَدَثی مثل جسدی مُثله شده در نیاید؛ بلکه وقوع امری و حدوث چیزی «بی کم و کاست» بیان و منتشر گردد. و گرنه دنیای کِذب و تهمت و عداوت بوجود می آید و کمتر سخن و خبری جای تکیه و اعتماد می شود. ثانیا هر واقعه و امر و خبری جهت مفهــوم و مُدلل شدن، باید همراه با «ابلاغ و تبیین مصدر» و عامل واقعه و حَدَث باشد، چرا که خیلی چیزها حادث می شوند، اما بعضی زوایا و علل آنها از انظار عمومی و نگاه رایج  پنهان و نامعلوم می مانند. اینست که جهت شناخت واقعی و «موضعگیری صحیح» نسبت به هر امر و خبر و روی دادی (علاوه بر تعقیب و دریافت تمام واقعیت)، تبیین و تفسیر مصدر «و عامل وقایع و اخبار» بسیار ضروری میشود. بدین ترتیب، با تحقق این «دو شرط اساسی» میتوان گفت که خبر رسانی درست و مناسبی صورت گرفته است.

 
     
     
 

 
     
 
 
     
 

انسان شناسیِ سورۀ تین و تأويلات ظنّیِ مفسِّرین - تفاسیر سنتی - تاریخیِ قرآن، هم نافع و پر خیر  بوده و هم مایۀ رنج و انحرافات زیادی هستند. نافع و پر خیر از این جهت که روی تبیین و تشریح قرآن و آیات این کتاب عظیم بسیار تحقیق و زحمت کشیده و در ابعاد مختلف روشنگریهای منحصر به فردی انجام داده اند. بنحوی که کسی از مراجعه به آنها بی نیاز نیست؛ و حتی می توان گفت بدون آنها و عدم انتقال وقایع صدر اسلام از زبانِ «صحابۀ شاهد و مفسر» لااقل بخشی از آیات قرآن به زحمت «درک و دریافت» می شوند. 

 
     
     
 

۵ تیر ۱۴۰۵ سی و پنجمین سالگرد تأسیس سازمان موحدین آزادیخواه ایران بر اهل توحید و آزادی مبارک باد. باشد که این بنیان توحیدی و این روش آزادیخواهانه و این تأسیس بر حق و راهگشا که مُنادی توحید و آزادی و معرِّف وضع نُوین توحیدی و مبلِّغ اسلام اجتهادی است استمرار یابد و به اهداف اساسی و نهایی خود برسد. بدین مناسبتِ پیروز، موضوعی ارائه می شود که بنیانی و ریشه دار است و عاقبت بنی آدم وابسته به بود و نبود آنست، همان موضوعی که هدف اساسیِ تمام انبیاء بوده و عمق مقاصد عقیدتی - سیاسی اسلام را به نمایش می گذارد، و بصورت بدیهی مبارزۀ موحدین آزادیخواه نیز در جهت وصول بدین مرحلۀ «الهی - انسانی» قرار دارد. این موضوع تحت عنوانِ «نظم و نظام خِلافةُ اللّهی: ارادۀ خالق و برنامۀ رسالات وحیانی» تقدیم آنهایی می گردد که بُلندای نظم و نظام توحیدی و اهداف عقیدتی - سیاسی اسلام را جویا می شوند. به امید روزی که از نظام استبدادی و این سدّ فی سبیل اللّه و دشمن مُبین خالق و خلق نجات یابیم و به شیوۀ آزاد و علنی فعالیت نماییم.

 

نظم و نظام خِلافةُ اللّهی: ارادۀ خالق و برنامۀ رِسالات وحیانی - دربارۀ نظم و نظام خِلافةُ اللّهی (که بیانگر مقام بنی آدم است و نوع انسان محور و مرکزیت آن را تشکیل می دهد) بحث و بررسیِ «جدی و نُوین» و بنابر نصوص وحیانی اندک و قلیل می باشد، و آنچه وجود دارد بیشتر از موضع سنتی و تاریخی یا از موضع انکاری و محکوم کننده است. تا آنجا که این امر عظیم در این دو نگرشِ ناحق و ناصواب «شبیه سلطنت مُطلقه و نظامهای پادشاهیِ مادامُ العمر» فرض شده! و مسئله بنحو بسیار عمیقی تحریف و انحطاطی گشته است. اما باید دانست که این تصور «مسخ و ویران» از سه منشاء و مصدرِ غیر توحیدی نشأت گرفته است

 
     
     
 

دعای بر حقّ و توحیدی ما دربارۀ نزاع و درگیریِ ایران استبدادی - ولایت مطلقه، و استعمار امریکی - صهیونی: اللّهُمَّ اِدفَعِ الظّالِمینَ بِالظّالِمين واجْعَلْنا مِنْ بَينِ اَيْدِيهِمْ ناشِطین: «ای خدای وحید و یکتا، ظالمان را بوسیلۀ ظالمان دفع و زائل نما، و در میانۀ نزاع و درگیری آنها (و ضعف و زوال شان و تجلّی آزادی) ما را مُتحرک و فعّال گردان». 

 
     
     
 

قتل خامنه ای و فرماندهانش: مرگ بر استبداد، برقرار باد آزادی - اکنون سؤال اساسی اینست که بعد از قتل علی خامنه ای و فرماندهانش (توسط آمریکا و استعمار صهیونی) وضعیت ایران و مردمش به کجا منتهی می شود؟ طبعا و بصورت بدیهی اگر اوضاع بدست مردم بیفتد و ایران ما نیز سر از آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی در آورد، این رویداد عاقبت بخیر خواهد بود. لکن اگر جایش را به جنگ داخلی و یا سلطۀ اجنبی بدهد، معنایش اینست که عاقبت ایران و ایرانی عبارتست از واقع شدن مابین بد و بدتر و بدترین. امید می رود که بعد از علی خامنه ای (و مشخصا بعد از نظام ولایت مطلقه) صلح و آشتی ملی فرا برسد و با عبور از «تنازع و درگیری و توجه بسوی تحمل یکدیگر» عاقبت ایران و ایرانی به خیر تمام شود. باشد که سرانجام آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی را در آغوش بکشیم و جشن آزادی و همزیستی را برگزار نماییم. مرگ بر استبدادِ سنتی و اجنبی، پیش بسوی ایرانی آزاد و اتحادی و کثرت گرا. 

 
     
     
 

جنگ نظام ولایت مطلقه با مردمِ به جان آمده - بطور مسلم عامل اصلی وضعیتِ شوم و محنت بارِ ۴۷ سال گذشته به عهدۀ نظام فسادکار و تبعیضگر ولایت مطلقه است، هرچند خود مردم ایران نیز که غفلت و بی توجهی کردند و این سلطه گران فاسد و فرقه ای را (که غرب آنها را علَم کرد) قبول و تحمل نمودند، در بروز این وضعیت ویرانگر سهیم بوده و بخشی از مسئولیت روی دوش آنها قرار می گیرد. حال سؤال بزرگ اینست که آیا مردم و جریانهای سیاسی پند و عبرتی می گیرند؛ یا اینکه نوبت به سلطه گران و فسادکاران دیگر و با نام و نشان جدید می رسد؟! در این رابطه این دو مطلب بسیار روشنگر هستند: «آیندۀ ایران: نگرانی از تناوب مُستبدین و تنازع داخلی». «تداوم وضع استبدادی - استعماری: اُختاپوس اجنبی و توارث استبداد حاکم و محکوم».

 
     
     

حقانیت و ثمربخشیِ سیاست متوازن و ارتقایی - سیاست روش کار و حرکت است، روش حیات و زندگی است، نوعی تعامل و رفتار است، و نحوۀ مدیریت و سرپرستی می باشد. همچنین سیاست علم و فن مُمکِنات در راه رسیدن به هدف است، و در این معنا سیاست حول واقع بینی و کارهای مُمکنه (و قابل وصول) حرکت می کند و از یأس و غضب و خیال اندیشی پرهیز می نماید. و اخیرا اینکه سیاست روشی است که میخواهد با وسایل مشروع و نامشروع به مقصد برسید (که این نوع اخیر با ماکیاولیت سنخیت بیشتری پیدا میکند)، و همین قسمت است که «سیاست و دروغگویی» را مترادف یکدیگر نموده است. اما از سیاستِ بلا قید و قِیَم بدتر، همانا محصور نمودن سیاست و کار سیاسی در امر حکومت داری و نظامهای سیاسی و فعالیت لَه و علیه آنست؛ انگار که جز نظم و نظام سیاسی و کار حکومتداری و موافقت و مخالفت با آن چیز دیگری روشِ حرکت و طرح و برنامه نمی خواهد و اهداف و مقاصدی را دنبال نمی کند؟!

     
     

اصول اتحاد احزاب و سازمانهاى سیاسی - بسيارند آنهايى که خواستار اتحاد احزاب و سازمانهاى سياسى ايران براى مبارزه با نظام ولايت مطلقه هستند، و سؤال می کنند: وقتی که هيچ حزب و سازمانى نمی تواند به تنهايى مبارزۀ مؤثرى عليه نظام ولايت مطلقه انجام دهد، چرا اين احزاب و سازمانها متحد نمى شوند و جبهه و شورايى تشکيل نمی دهند و مشترکاً مبارزه اى را که منتهى به زوال نظام استبدادى شود به راه نمى اندازند؟! اين خواست و سؤال بسيار بجا و لایق جواب است، لکن در اين رابطه بايد دانست که هر اتحاد و جبهه و شورايى، نيازمند اصول و پايه هايى می باشد، که با وجود آنها اتحاد و جبهه و شورا متحقق و با عدم آنها جامۀ عمل نمى پوشد. حال اگر در ممالکی اتحاد و جبهه و شورا میان مخالفان بوجود مى آيد، اما در ممالک دیگری چنين چيزى اتفاق نمی افتد، این نشانۀ وجود زمينه هاى اتحاد و جبهه و شورا در آن ممالک و عدم وجود آنها در ممالک ديگر می باشد.

     
     

تضاد مواضع غربی نسبت به نظام ولایت مطلقه - مسئلۀ اساسى اينست که دُوَل غربى - استعماری، نظام ولايت مطلقۀ مسلح و مهار نشده را تحمل نمی کنند؛ و در نتيجه: يا بايد اين نظام استبدادی تسليم شده و با دُوَل ناتويى «سازش اساسی» نمايد، و يا اينکه جنگ و درگيریِ غرب با آن سرانجام اجتناب ناپذیر خواهد شد، و این شِقّ اخیر امری است که نه غرب استعماری خواهان آنست و نه نظام ولايـت مطلقه می خواهد آن را حتی بشنود؛ زيرا چنين وضعی: اولا به سقوط  نظام ولايت مطلقه منجر می شود، و احتمالا آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی و رشد و ترقی ایران را در پی می آورد، ثانيا احتمال اتحاد و نزديکى شيعيان با ساير مسلمين (در دراز مدت) و اتخاذ سياست مشترک در مورد طرد استعمارگران بسيار تقويت می یابد؛ و این موضوعی است که هم غربيان استعمارى و هم نظام ولايت مطلقه آن را بخوبی درک می کنند. از این جهت غربیان استعماری اصل را بر مهار و کشاندن نظام ولايت مطلقه بسوى «تسليم و سازش اساسی» قرار داده اند، لکن نظام ولايت مطلقه «سياست همکارى و امتيازدهى» را در پيش گرفته است. بنابر این، هر دو طرف از وقوع جنگ و نزاعی که ممکن است استبداد و استعمار را مشترکا ساقط و یا گرفتار نمايد مضطرب و نگرانند.

     
     
 

 

دربارۀ اهل بَیت: تعیین سرنوشت نه کسب امتیاز - اصطلاح «اهل بَیت» سه بار در قرآن ذکر شده است: یک بار در سورۀ هود (آیۀ ۷۳)، یک بار در سورۀ قَصص (آیۀ ۱۲)، و یک بار نیز در سورۀ احزاب (آیۀ ۳۳). این اصطلاح (اهل بیت)، که اولی در رابطه با خانوادۀ ابراهیم، و دومی در رابطه با خانوادۀ موسی، و سومی در رابطه با خانوادۀ محمد می باشد، بصورت واضح (و در همۀ موارد) به معنای افراد و اعضای خانواده استعمال شده است (هر چند در مورد خانوادۀ پیامبر اسلام مشخصا ازواج و همسران ایشان مخاطب واقع شده اند). و این کلیتِ آن چیزی است که «اهل جادو جنبل و منکرین واقعیاتِ مُبیِّن» آن را از محدوۀ خود خارج نموده و به سویی برده اند که اهداف و اَهوایشان اقتضاء می کرده است.

 
     
     
 

خودکامگی و قانونمداریِ نظامهای سیاسی - مسئلۀ خودکامگی (به میل و هوای خویش رفتار کردن) بر خلاف آنچه شایع گردیده، در استبداد و زورگوییِ سیاسی خلاصه نمی شود، بلکه این خَصلتِ مخرب و غریزی، خمیر مایۀ تمام چیزهایی است که نفس بلا تربیت و بلا مهار بشری دنبال آن و در پی کام گرفتن از آنست؛ اعم از تبعیض و امتیازخواهی، استخدام دیگران و پایمال کردن حقوق شان، خاندانی گری و باندبازی، بی نظمی و آشفتگی و.....، و بصورت بدیهی خودکامگیِ نظامهای سیاسی نیز بخشی از فقدان تعلیم و تربیت و عدم مهار شدگیِ حکام ستمگر بحساب می آید. البته عکس آن نیز صحیح بوده و قانونمداریِ نظامهای سیاسی مظهر وجود تعلیم و تربیت و مهارشدگی زمامداران و مجریان مملکتی است. هر چند باید دانست که منشاء خودکامگی و قانونمداریِ نظامهای سیاسی بسیار پیچیده و ذوالابعاد است، و «تدنّی یا تعالی فرهنگ اجتماعی»، «احزاب فاسد یا قانونمدار»، «توازن و عدم توازن قوا»، «ممالک جعلی و پر تنازع»، «تدخلات اجنبی و تحمیل عوامل شان» و....... اهم این عوامل قلمداد می شوند.

 
     
     
 

روشهای مبارزه: اصلاحی، براندازی، برکنارسازی- روش برکنارسازی: این روش از مبارزه (خاصتا در میادین عقیدتی و سیاسی)، هم می تواند اصلاح طلبانه باشد (اصلاح طلبی ثابت قدمانه و صادقانه)، و هم می تواند حالت براندازانه بخود بگیرد (براندازی هدفدار و حد شناس)، و چنین روشی: اولا متوجه مبانی و ماهیت موضوعی است که با آن مبارزه می کند، و بصورت طبیعی انعطاف یا سرسختی جهتِ مورد مخالفت، در نحوۀ تعامل و روش مبارزه نقش خیلی مؤثری ایفاء می کند (یعنی تناسب روش مبارزه با موضوع برکنار شونده). ثانیا این روش دنبال تحقق اهداف و مقاصد خویش و آزاد کردن راه خالق و مخلوق و مسیر حق و عدالت است، نه انتقام از کسانی که باید برانداخته و کنار زده شوند (کمااینکه روش پیامبر اسلام بدین مِنوال بوده است). و آیۀ ۱۹۲ از سورۀ بقره مصداق این روش توحیدی و راهگشا و بخشاینده است: فَإِنِ انتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ: «پس وقتی که دست از عداوت و جنگ طلبی {و استبداد و سرکوبگری} برداشتند، آنگاه خالق یکتا بسیار بخشنده و مهربان است». بنابر این، روش برکنارسازی همان روش راهگشایی است (راه گشودن)، روش آزاد کردن است (آزادسازی)، و روشی است که موانع را از سر راه بر می دارد و بیان و انتخاب بشری را آزاد و مُیسَّر می سازد. بدین ترتیب، این روش راه رشد و ترقی و راه آزادی بیان و انتخاب و راه مُطالبات مشروع و راه تغییر و تداولِ حکومت و حکام و راه نقد و انتقاد می باشد، بنحوی که طریق وصول به اهداف انسانی و توحیدی  را باز و آزاد می گذارد.

 
     
     
 

استعمار صهيونى؛ نماد سلطه گری و اشغالگری غربی - داستان طولانی و مفصل موسوم به صلح اُسلو، عمق ماهیتِ استعمار صهيونى - استیطانی را که مُبتنی بر اخراج مردم فلسطین از سرزمین خودش و تجمیع و اسکان یهودیانِ جهان در آن می باشد (به همگان و من جمله به جهات و جرياناتی که نسبت به امکان صلح با غاصبان غربی و صهيونى خوش بين بودند) نشان داد و حقیقت موضوع را افشاء و بر ملا نمود. و در اين ميان اين اصل اساسى هرچه بيشتر عيان و آشکار گرديد که: «استعمار صلیبی - صهيونى براى صلح بوجود نيامده تا بخواهد و يا بتواند صلح نماید؛ و خاصتا این استعمارگری پر هزینه و پر تلفات (از منظر آنها) روی ارض موعودی راه اندازی شده که هدیۀ خدا به قوم یهود است! همان خدایی که غرب معاصر (و خاصتا استعمارگرانش) اعتقادی به آن ندارند و منادی جهانی هستند که خدا در آن غائب می باشد». و هجوم مجدد این غاصبان اشغالگر به شهرهاى واگذار شده به فلسطینیها و اشغال دوبارۀ آنها و راه اندازى شبکه های قتل و کشتار مردم فلسطين و حبس و بازداشت معترضان (با پشتبانی و مشارکت آمريکا و سلاحهای ویرانگر آن) اين حقیقت را عملا (و مثل همیشه) در جلو چشم جهانیان به اثبات رساند، و حالا همۀ اطراف بعد از این همه «قتل و تخريب« و «غصب و تهجير» باید بدین امر متقاعد شده باشند.

 
     
     
 

۵ تیر ۱۴۰۳ مصادف با ۳۳ ساله شدن تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايران (سماء) است. و ما تأسیس این بنیان توحیدی و این روش آزادیخواهانه و این تأسیس بر حق و راهگشا را که مُنادی توحید و آزادی و معرِّف وضع نُوین توحیدی و مبلِّغ اسلام اجتهادی است تبریک و تهنیت می گوییم؛ پیروز و پر رهرو باد. بدین امید که با زوال نظام استبدادی در ایرانِ استبداد زده، امکان وصول این خط و منهج توحیدی و مخلصانه (بصورت آزاد و علنی) به مردم مظلوم و خفه شدۀ ایران و گرفتارِ ظلم و تبعیض حکومت مطلقه فراهم گردد، و در سایۀ تدیُّن توحیدی راه نجات و سعادتِ دنیا و آخرت هموار و آزاد شود. بهمین مناسبت و در سی و سه سالگی این تأسیس اجتهادی، مَبحث توحیدی و استقلال آفرینِ: «مبارزۀ انبیای الهی با تبعیت آباء و اجدادی» را تقدیم اهل اراده و استقلال طلب می نماییم.

 

 

مبارزۀ انبیای الهی با تبعیّتِ آباء و اجدادی - تبعیت آباء و اجدادی و پیروی از اعراف سپری شده در کلیت خودش از اتکاء و وابستگیِ عقیدتی و فرهنگی و اخلاقی به ادوار ماضیه و عدم تفکر و اندیشۀ جدید و ابتکاری نشأت می گیرد. به عبارت دیگر، این پدیدۀ ریشه دار و تداوم یافته، بیانگر عدم فعالیت فکری و فرهنگی و تربیتی بین نسلهای جدید و خالی بودن اَخلاف و نسلهای بشری از امور جدید و راهگشا و اتکاء بر تقليد و پیروی ناآگانه می باشد. پس به تأکید تا زمانی که «تعامل متناسب و توحیدی و برخاسته از اراده و انتخاب بشری» نسبت به تبعیّت کور آبایی و عادات مُنکَر اجدادی صورت نگیرد (و این صدّ فی سبیل اللّه بصورت معقول و توحیدی حل و فصل نشود) دینداری برخاسته از نُبُوَّت وحیانی تحقق نخواهد پذیرفت، و روابط توحیدی و دوستی و دشمنیِ مبنی بر آن (که روی حق و عدالت و تقوی و انضباط دینی) اُستوار است جامۀ عمل نخواهد پوشید. و تاریخ تحولات بشری نیز نشان می دهد که ضعف و قوّت این مانع و عقبه در همواری و ناهمواری مسیر آزادی و عدالت و برادری نقش اساسی بازی کرده است. و همین است که تا جوامع بشری سنتی تر باشند و روابط خونی و تبعیّت آبایی و اَعراف اجدادی در میان شان غلیظ تر باشد، دایرۀ اراده و انتخاب شان تنگتر و تغییر و تحول شان سخت تر خواهد شد، بنحوی تبعیت آباء و اجدادی و پیروی از اعراف سپری شده در کلیت خودش از اتکاء و وابستگیِ عقیدتی و فرهنگی و اخلاقی به ادوار ماضیه و عدم تفکر و اندیشۀ جدید و ابتکاری نشأت می گیرد.

 
     
     
 

انتخاباتِ مهندسی شده و دو سر باختِ مردم - قرار است ۸ تیر ماه (۱۴۰۳) انتخابات ریاست جمهوریِ قبل از موعد (بخاطر مرگ ابراهیم رئیسی) برگزار شود، انتخاباتی که آشکارا مهندسی و کانال کشی گردیده و شورای نگهبانِ استبداد به میل خودش (از خود حکومتی ها) هر که را خواسته حذف و هر که را خواسته تأیید کرده است. بگذریم از اینکه مخالفین نظام ولایت مطلقه در این انتخابات بی معنا و خالی از انتخاب! هیچ حضور و مکانی ندارند و حسابی برای آنها باز نکرده اند. و اما در این میدان استبدادی و زورگویانه، مردم ناتوان و متفرق (و واقع بین تحریم کننده، شرکت کننده، و بی تفاوت) در یک وضعیتِ دو سر باخت قرار گرفته اند: آنهایی که تحریم می کنند حذف می شوند، زیرا این تحریم (و به عبارت دقیقتر انصراف و بی تفاوت شدن) نزد بیشتر افراد ناشی از انتخابات بی فایده و تشریفاتی بوده و یک روش انفعالی است، نه بیانگر مبارزۀ منفی و تحریم فعالانۀ نظام استبدادی). و آنهایی که شرکت می کنند به خدمت گرفته می شوند، چونکه این مشارکت (نزد خیلی از مردم) حاصل جبر و خوفی است که استبدادیان ایجاد کرده اند، نه برای تقویت آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی).

 
     
     
 

انتخاب و انتخابات در سایۀ سلاح و مسلَّحین - بدیهی است که انتخابِ «فکر و عقیده و روش» قبل از انتخابات و برگزاری آن واقع می شود، زیرا بدون افکار و عقایدِ مختلفه و خطوط و جهاتِ متعدِّد، انتخابات و اختیار نمودن چیزی که مدنظر است معنایی پیدا نخواهد کرد و موضوع انتخابات امری تشریفاتی و حتی حیله گری و فریبکاری تلقی خواهد شد. بنابر این، پیش از انتخابات و اختیار کردن فکر و عقیده و روشی (از میان افکار و  عقاید و روشهای موجود) باید اطراف و اطیافی در صحنۀ اجتماع وجود داشته باشند و حتی بخشهایی از مردم را جذب خود نموده باشند؛ و آن وقت است که موضوع انتخابات و اختیار کردن چیزی توسط مردم معنادار می شود (کاری که در ذات خودش جهت تشخیص میزان مقبولیتِ اطراف و اطیافِ روی صحنه به اجراء در می آید).

 
     
     
 

تهاجم بی سابقۀ مقاومت فلسطینی به استعمار صهیونی - سماء - امروز ۱۵ مهر ۱۴۰۲ بیش از ۵۰ نقطۀ اشغالی فلسطین (در مستعمرات صهیونیِ منطقۀ غزه) با عنوان «طوفانُ الأقصیٰ و بازگشت به انقلاب مسلحانۀ فلسطین» از زمین و هوا و دریا (همراه با شلیک هزاران موشک به شهرهای استعمار صهیونی) مورد هجوم نیروهای مقاومت فلسطینی قرار گرفت. در این علمیات وسیع و پیروز تعدادی از مستعمرات صهیونی تصرف گردیده و طبق اخبار رسمی صدها صهیونی کشته و نزدیک به هزار نفر مجروح و بسیاری هم اسیر شدند. در رابطه با زمان این تهاجمِ غیر منتظره احتمال می رود که موضوع به رسمیت شناختن استعمار صهیونی توسط حکومت آل سعود و معامله روی موضوع فلسطین و همچنین معاملات آمریکا با نظام ولایت مطلقه و نادیده گرفته شدن حقوق فلسطینها نقش بزرگی ایفاء کرده باشد. 

 
     
     
 

۵ تیر ۱۴۰۲ مصادف با ۳۲ سالگی تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايران (سماء) است. پیروز و فرخنده باد این بنیان توحیدی و این روش آزادیخواهانه و این تأسیس بر حق و راهگشا؛ که مُنادی توحید و آزادی و معرِّف وضع نُوین توحیدی و مبلِّغ اسلام اجتهادی است. بدین امید که با زوال نظام استبدادی در ایرانِ استبداد زده، امکان وصول این خط و منهج مخلصانه و توحیدی (بصورت آزاد و علنی) به مردم مظلوم و خفه شده و گرفتارِ ظلم و تبعیض ولایت مطلقه فراهم گردد، و در سایۀ دینداری توحیدی راه نجات و سعادتِ دنیا و آخرت هموار و آزاد شود. بدین مناسبت مَبحث بلند و پر مَغزای: «رِفعت و تعالیِ عاقبت اندیشی و آخرت جویی» تقدیم اهل ایمان و مشتاقان تديُّن تـوحيدی می  گردد.

رِفعت و تعالیِ عاقبت اندیشی و آخرت جویی - قبل از هر چیز باید دانست که عاقبت اندیشی و آخرت جویی و حرکت بر مبنای کامل ترین رِسالت توحیدی - وحیانی، با «فرهنگ متعالی» و «جدیّت اخلاقی» و «دوراندیشی» هماهنگ و همخوان است؛ نه با تصورات عاميانۀ مُنحط و مُبتذلی که روی «ظنیّات و خرافات» و «اَعرافِ آباء و اجدادی» بِناء گردیده و تدوام یافته است. و چنین سیر و حرکتی بنابر والایی و عُلُوِّ آن و واقع شدنش در اَعلیٰ عِلِّيِّينَ (و ملازمت با انسانیّت حداکثری) در تضادی آشکار با «انحطاط فرهنگی» و «جهالت و نادانی» و «زندگی هٰکذایی» قرار می گیرد.  

 
     
     
 

پایه های حقوق انسان بنابر نصوص قرآن - در رابطه با حق و حقوق انسان چنین وانمود می شود که: اولا چنین امری مختص دورۀ مُعاصر بوده و منشاء آن مکاتب مادی غرب است؛ و ریشه ای در تاریخ ادیان و مذاهب از جمله دین اسلام! ندارد. ثانیا چنین القاء می گردد که ادیان و مذاهب بیشتر وظیفه و تکلیف آفرینند و نسبت به حقوق بشر خاموش! می باشند؛ و اما از اینکه تاریخ حقوق بشر و حتی نصوص ادیان توحیدی و دیگر مکاتب بشری را حذف نمایند اِبایی ندارند. ثالثا (و با توجه به اصل اول و دوم) گویی اهتمام به حق و حقوق بنی آدم یک اعتقاد ماده گرایانه و الحادی بوده و خارج از دین و عقیدۀ الهی! قرار می گیرد.  

 
     
     
 

روسریِ اجباری - استبدادی - سماء: روسری که مورد نفرت بسیاری از جوانان ایران قرار گرفته است، قبل از اینکه مظهر دینداری سنتی - عرفی تلقی شود (و ربطی به ایمان و انکار مردم داشته باشد)، نماد زورگویی و سرکوبگریِ استبداد ولایت مطلقه است و در رد و انکار آن پرت و سوزانده می شود. و طبعا شعار: «نه روسری نه توسری، آزادی و برابری» در همین راستا قرار دارد. کمااینکه در جاهایی که روسری ممنوع می گردد، در بسیاری از اوقات عکس آن واقع شده است؛ و حتی کسانی در حمایت از حقوق زنانِ روسری دار، بدون اعتقاد خاصی! با روسریِ ممنوعه ظاهر می شوند. بنابر این، مخالفت و دور انداختن روسری در ایران، قبل از هر چیز در مخالفت با استبداد ولایت مطلقه است، نه لزوما دین و مذهبی خاص و یا ذات و ماهیتِ نوعی پوشش. بگذریم از اینکه ریش (برای مردان) و روسری (برای زنان) حداکثر نمادهای دینداریِ سنتی - عرفی هستند، و مشخصا اموری زمانی - مکانی قلمداد می شوند، و دربارۀ این موضوعات و مظاهر چیز مشخصی در قرآن یافت نمی شود.

 
     
     
 

آیا قرآن در جوامع ما تافته ای جدا بافته است؟! - اگر ما بدین امر اعتقاد داشته باشیم که قرآن کتابی عالی و نور مُبين و برهان خالق و احسن الحدیث است، و از طرف دیگر معتقد باشیم که جوامع سنتی - اسلامی، از نظر فکری و عقیدتی مُبتدی و مُختل و خرافه زده و از نظر فرهنگی و اخلاقی مُتدنیّ و فاقد نظم و انضباط لازمند (کمااینکه در میدان معیشت و نحوۀ زندگانی هم، مرحلۀ ملموس و قابل ذکری را طی ننموده اند)، آنگاه ناگزیر می شویم اعتراف نماییم که این جوامعِ جامانده و انحطاطی، با کتاب و رسولی که بدان منتسب هستند دچار «خَلل و گُسست خطرناکی!» شده اند؛ و متأسفانه عملا نیز اثری از توازن و هماهنگی و همخوانی بین آنها مشاهده نمی شود. 

 
     
     
 

رابطۀ روحی و عاطفی با انسانهای غلط و منحرف - انسانهای غلط و منحرف را نباید از خود و اهل خود دانست؛ زیرا چنین کاری (و از خود دانستن آنها) عواقب بسیار خطرناک و زیانباری دارد؛ و حتی ممکن است رابطه با افراد خوب و همکاران راستین را تخریب نماید، و خسِر الدُّنیا و الآخِرة شدن سرانجام آنست. همچنین باید دانست که خزیدن نااهلانِ هواپرست به درون و قلوب و برقراری رابطۀ روحی و عاطفی با آنها بیش از هر چیز بیانگر ناتوانی فرهنگی و اخلاقی و نشانۀ آلودگیِ روحیات و عواطف بوده و شبیه رسوخِ امراض به دل و درون انسان می باشد. بگذریم از اینکه انسانهای منحرف و بد اخلاق برای خودشان هم شرّ و بلا هستند و کمتر خیر و خوشی می بینند  

 

 
     
     
 

آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی را اصل نماییم - نظام مطلقۀ ولایت فقیهی از سلطنت مطلقۀ پهلوی بدتر نیست، اما بهتر هم نیست؛ زیرا این دو نظام مطلقه، اولا ساختاری استبدادی داشته و من البدایه روی زور و سرکوبگری و حذف دیگران بنا شده اند (اولی به نام ایران گرایی و دومی به نام فرقه گرایی)، و بدین شیوه یک قرن مردم ایران را در خوف و سرکوب و فقر فرو برده و بر آنها الحاد غربی و خرافات صفوی تحمیل کرده اند. ثانیا هم سلطنت مطلقۀ پهلوی و هم نظام مطلقه ولایت فقیهی (با وجود تلاش و تبلیغات بسیار) اصلاح ناپذیر از آب در آمدند. و انقلاب سفید شاهنشاهی و اصلاح طلبی اطیاف ولایت فقیهی نمونۀ این تلاشهای کاذبانه و شکست خورده است، و انقلاب بهمن ۵۷ علیه سلطنت مطلقۀ پهلوی، و قتلهای زنجیره ایِ مخالفان در نظام مطلقۀ ولایت فقیهی (و همچنین بگیر و ببند اصلاح طلبانِ ولایت فقیهی و حذف فَله ای احزاب و روزنامه ها و شبکه های اطلاع رسانی آنها) اصلاح ناپذیری این نظامهای استبدادی را به نمایش گذاشت.

 
     
     
 

جان به لبانِ دست به دامان راه انتخابی ندارند؟! - رئال پولیتیک غربی (سیاست امر واقع) خاصتا برای جوامع ما روی «الغَریقُ یَتشَبَّثُ بِکُّلِ حَشیشٍ» بناء و شکل گرفته است؛ بدین معنا که: دُوَل استعمارگر بنابر سابقۀ تاریخی اینطور می اندیشند که جوامع سُنتی و رشد نکرده تا کارد به استخوان شان نرسد و جان به لب نگردند از جا بلند نمی شوند و کار مؤثری انجام نمی دهند. و آنگاه بر مبنای این جامعه شناسی سیاسی و در وضعیتِ بنیان برانداز و اضطراری (كه نه انتخابی میسر می شود و نه جای انتخابی باقی می ماند) صاحبان ئال پولیتیک دست بکار شده و به صحنه می آیند و هر عامل و مُهره ای و هر نظم و نظامی که مدنظرشان باشد بر مردمان غریق و لِه شده تحمیل می کنند. 

 
     
     
 

۱ بهمن ۱۳۶۲ سرآغاز عملیِ مبارزۀ توحيدى و آزاديخواهانه و مبداء پايه ريزى خط و منهج اجتهادیِ موحدين آزاديخواه است. سازمان موحدين آزاديخواه ايران اين سالگرد پيروز و اجتهادی و تحول آفرین را به موحدين و آزاديخواهان و اقوام و جوامع مسلمان تبريک و تهنیت می گوید. و در سی و نهمین سال پایه گذاریِ این خط و منهج توحیدی - اجتهادی (۱۴۰۱) موضوعی ضروری و بحث برانگیز را تقدیم کسانی می نماییم که دنبال حقیقت اسلامیت و مسلمانی هستند و در برابر واقعیات ثابت و متغیِّر زندگی تواضع به خرج می دهند، موضوعی که عنوان آن بدین قرار است: «نگاهی توحیدی به زنا و عقوبت و عاقبت آن»، باشد که مفید و راهگشا واقع شود.

 

 
     
     
 

نگاهی توحیدی به زنا و عقوبت و عاقبت آن - مثل بسیاری از امور زندگی، مفاسد و مشاکل زنا هم (از هر نوعی که باشد) تغییر و تحولاتِ زیادی بخود دیده است و به هیچ عنوانی نمی توان آنها را نادیده گرفت. و خاصتا باید توجه داشت که فرهنگ و اخلاق یک انسانِ مُسلِم، هماهنگی زیادی با واقعیت پذیری و به رسمیت شناختن آن دارد، نه اینکه نسبت به واقعیتها کفر بورزد و آنها را رفض و انکار نماید؛ و اين یک میِّزۀ عالی و معيار عملی بین انسان مسلمان و کافر است. به عبارت دیگر، اسلامیت و مسلمانی یعنی ایمان به حقایق و اتخاذ موضع متناسب در برابر واقعیات (خاصتا واقعیات ملموس)؛ و مسلمان کسی است که این طرز تفکر را جامۀ عمل پوشد

 

 
     
     
 

۱۵ آذر ۱۴۰۱ بیست و هشتمین سالگردِ «اعلام موجودیت سازمان موحدین آزادیخواه ایران» پیروز و مبارک باد. بدین مناسبت موضوع و مطلبی را تقدیم و به بحث می گذاریم که در تناسب با وضعیت کنونی ایرانی است، که در حالتی از قیام و اعتراضات علیه نظام ولایت مطلقه به سر می برد و امید است که به برکناری این نظام استبدادی و پر فساد و تبعیض گر منتهی شود. این موضوع و مطلب زیر عنوان «بحثی توحیدی دربارۀ لباس و پوششِ طبیعی و بشری» ارائه شده است، باشد که مؤثر و مفید واقع شود و مُبیِّن عقاید توحیدی و روش اجتهادیِ موحدین آزادیخواه باشد.

لباس و پوششِ طبیعی و بشری - امروزه موضوع لباس و پوشش (در ایران و جهان) از محدودۀ یک ضرورت انسانی فراتر رفته و به یک امر سیاسی (حکومتی) تبدیل شده است؛ تا جایی که می توان گفت این قضیه نماد یک تنازع بزرگ و بین المللی گردیده و نحوۀ تعامل و تقابل با آن از فکر و فرهنگ و سیاست خاصی حکایت می کند. از این جهت لازم است این موضوع را بیشتر بشکافیم و مشخصا می خواهیم موضع توحیدی قرآن در رابطه با لباس و پوشش و میزان و اندازۀ آن (بنابر نصوص آیات) واضحتر گردد. 

 
     
     
 

٣١ سال از تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايران (سماء) گذشت، مبارک و پر رهرو باد این تأسیس بر حق و راهگشا؛  راه و روشی که مُنادی توحید و آزادی و معرِّف وضع نُوین توحیدی و مبلِّغ اسلام اجتهادی است. بدین امید که با زوال نظام استبدادی در ایرانِ استبداد زده، امکان وصول این خط و منهج مخلصانه و توحیدی (بصورت آزاد و علنی) به مردم مظلوم و خفه شده و گرفتارِ ظلم و تبعیض ولایت فقیهی فراهم گردد، و در سایۀ دینداری توحیدی راه نجات و سعادتِ دنیا و آخرت هموار و آزاد شود. بدین مناسبت مَبحث راهگشای: «روایی خوف و بیم؛ اِلّا از خالق حکیم» را تقدیم اهل ایمان و مشتاقان تديُّن توحيدی می نماییم.

 

 

روایی خوف و بیم؛ اِلاّ از خالق حکیم-ترس و خوف دربارۀ امور دوست داشتنی و آنچه مستحق احترام و محبت است بعد از جرم و انحراف و خیانت شروع می شود، و این یک خوف «ایمانی - اخلاقی» است، و طبعا صاحبان نفس لوّامه بدان مبتلا می شوند. اما وقتی صرفا از عواقب مادی و ملموسِ بی احترامی و پایمال سازی، احساس خوف و هراس نماییم، آنگاه ماهیت این خوف «مادی - جسمی» قلمداد می شود. مانند کسی که مرتکب سرقت می شود، لکن مشکلی در رابطه با معبود خویش و یا تجاوز به هم نوعش احساس نمی کند؛ و تنها از آن می ترسد که با فاش شدن این جرم دچار مجازات جسمی و مالی گردد. اینست که اگر خوف و واهمه از خالق یکتا محصور در عذاب جهنم گشت، ماهیت ایمانی - اخلاقی آن بسیار پایین می آید و وجهۀ مادی - جسمی پیدا می کند؛ کمااینکه در رابطه با نعَمات بهشت نیز وضع بهمین منوال است، و در آنجا هم لذّات «ایمانی - اخلاقی» باید اصل و اساس، و مادیات بهشتی ماحصَل آن گردد. در غیر این صورت، نفس امّاره (آمر به انحراف و خیانت) در سایۀ باورهای اولیه (و آباء و اجدادی) از طرفی، و غرایز قوی و تشنۀ طبیعی از طرف دیگر، تا روز قیامت مسلط و غالب می ماند، و صرف وعده و وعیدِ آن دنیایی (در غیاب ایمان و اخلاق و عدم شرم و حیاء از خالق و مخلوق) توانِ مهار این جبّار درونی را نخواهد داشت، و بدون تعلیم و تربیت توحیدی، وعده و وعید نامحسوس و غیبی از عهدۀ آن بر نمی آید.

 
     
     
 

 ۱ بهمن ۱۳۶۲ سرآغاز عملیِ مبارزات توحيدى و آزاديخواهانه و مبداء پايه ريزى خط و منهج اجتهادیِ موحدين آزاديخواه است. سازمان موحدين آزاديخواه ايران اين سالگرد پيروز و اجتهادی و تحول آفرین را به موحدين و آزاديخواهان و اقوام و جوامع مسلمان تبريک و تهنیت عرض می کند. و در سی و هشتمین سال پایه گذاریِ این خط و منهج توحیدی - اجتهادی، مبحث راهگشای: «ناسخ و منسوخ؛ قاعدۀ تعامل با حقایق متغیِّر» را تقدیم اهل توحید و آزادی و اسلام اجتهادی می نماییم.

 

 

ناسخ و منسوخ؛ قاعدۀ تعامل با حقایق متغیِّر  - روی قضیۀ ناسخ و منسوخ (ترک و تبدیل موضوعاتِ گذرا و سپری شونده) بحثها و مناقشاتِ دامنه دار و اختلاف برانگیزی صورت گرفته است، بحثها و مناقشاتی که متأسفانه برای اسلامیت و مسلمانی بسیار کم نتیجه بخش و کمتر مشکل گشا بوده است؛ زیرا در این راستا اکثرا مجهولات را دامن زده و اختلافات را عمیق تر کرده اند. و موضوعاتی مثل اینکه کدام آیه ناسخ و کدام منسوخ هست یا نیست؟! و یا اینکه این موضوع چقدر متوجه آیات قرآن یا محصور در رسالات قبلی است و..... نشان می دهد که این قضیه به شیوۀ درست و توحیدی مطرح نشده است. و من جمله نیامده اند در سایۀ راهنمایی آیاتی همچون آیۀ ۳۸ و ۳۹ سورۀ رعد (لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ، يَمْحُوا ٱللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ، وَ عِندَهُۥ أُمُّ ٱلْكِتَـٰبِ) حقیقت موضوع را بشکافند و آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و نحوۀ قانونگذاری توحیدی را از آن استخراج نمایند.

 
     
     
 

۱۵ آذر ۱۴۰۰ (بیست و هفت سالگیِ اعلام موجودیت سازمان موحدین آزادیخواه ایران) بر اهل توحید و آزادی مبارک باد. و بهمین مناسبت یک موضوع راهگشا و تبیین کننده را دربارۀ افکار و عقاید و روش اجتهادیِ موحدین آزادیخواه زیر عنوانِ: «مُختصّاتِ اسلام اجتهادی» تقدیم می داریم، باشد که نور و روشنایی بیشتری روی مواضع توحیدی و اجتهادیِ سماء بیندازد.

مُختصّات اسلام اجتهادی - چنین تصور می شود  که دین اسلام عبارتست از مجموعه تعالیم و مقرراتی جامد و راکد و غیر قابل انعطاف! که بر بشریتِ ایماندار فرض و تحمیل می گردد؛ و در این راستا نه زمان و مکان و موقعیت به رسمیت شناخته می شود؛ نه از واقعیات زندگی و تغییرات و تحولاتی که در حیات انسانی و در جوامع بشری پدید می آید خبری هست؟! و جالبتر اینکه چنین برداشت می شود که اجتهاد اسلامی نیز در همین محدوده قرار دارد و همین رنگ و بو را می دهد! و عبارتست از فتاوای گذشته گرایانه ای که «تعالیم و مقررات سپری شده» را توجیه و تلقین و بر انسانها و جوامع سنتی جاری می سازد؟!  

 
     
     
 

 

نکاتی در مورد افسانۀ انتصاب مآل غدیر خُم -  از تاریخ بگذریم! خمینی و خامنه ای به اذن و اجازۀ چه کسی نظام ولایت مطلقه را بر قاطبۀ مردم ایران (با همۀ اطیاف و اضلاعش) تحمیل کرده اند و علی خامنه ای بیش از سه دهه است صاحب امر و نهی آنها شده است؟! آیا غیر از اینست که هدف نظام ولایت مطلقه از ترویج افسانۀ انتصاب مآل غدیر خُم توجیه استبداد و سرکوبگری و سلطۀ مادام العمر رهبرانش و توجیه مذهبی نفی انتخاب و انتخابات می باشد؟! پس اصل اذن و اجازۀ آنها دو چیز است: یکی زور سلاح و سرکوب این اذن و اجازه را به آنها داده است (مثل بقیۀ نظامهای استبدادی و سرکوبگر - از معاویه گرفته تا خمینی و خامنه ای)، و دیگری ضعف و ناتوانی و تفرق مردمی که آن را زیر سلطه قرار داده و به خدمت گرفته اند. و خوب اگر غیر از این بود (عدم توازن قوا)، آنگاه نه کشتار و سرکوبگریِ این سلطه گران در حق مردم شان رویه و روش می گردید؛ و نه خمینی و خامنه ای در برابر زور خارجی مجبور به زهرخوری! و نرمش قهرمانانه! می شدند.

 

 
     
     
 

وضـع نُـوينِ تـوحیدی - رسالت توحیدی - وحیانیِ اسلام ناشی از علم و ارادۀ خالق یکتاست، خالقی که «اول و آخر»، «ظاهر و باطن»، و عالم و مطّلع بر همۀ چیزها است: هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (حدید - ۳): «او ذاتی ازلی و ابدی و آشکار و پنهان است و در رابطه با هر چیزی بسیار عالم و آگاه است». این رسالت توحیدی - وحیانی برای هدایت و جهت دهیِ نوع بشر به صراط مستقیم توحید و زندگی عقلانی و اخلاقیِ متکی به وحی تشریعی و تکوینی و نجات بنی آدم از «رنج و فقر و نزاع» ظهور کرده است، ظهوری که هدف نهایی آن امنیت و آسایش بشری و همزیستی مسالمت آمیز می باشد: وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَىٰ دَارِ السَّلَامِ وَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (یونس - ۲۵): «خالق یکتا بنی آدم را به جهان صلح و سلامتى دعوت می کند، و کسانى که می خواهند به راه مستقیم توحيد هدايت می نمايد».