|
نمادهای جرم و جنایت، استبداد و سرکوبگری، قبضۀ نظام سیاسی، وابستگی و
خیانتکاری، تخریب دین و اخلاق، غصب اموال عمومی و..... در یک قرن اخیرِ
ایران
بِسْمِ اللَّه وَ
لَهُ الْحُكْمُ وَ
إِلَيْهِ الْمَصِيرُ
جان به لبانِ دست به دامان راه انتخابی ندارند؟!
طبعا آنهایی که سن و سالی دارند خوب به یاد می آورند که وقتی خمینی در
پاریس علَم گردید و توسط دُوَل غربی و بلندگوهایش از جمله بی بی سی فارسی
تبلیغ می شد (با توجه به اینکه کارد ساواک و شاهانِ پهلوی تا عمق
استخوانهای مردم ایران فرو
رفته بود)، کسی جرئت نمی کرد در مقابلش موضع بگیرد؛ چرا که بلادرنگ به
«ساواکی و شاهنشاهی و امپریالیستی»
متهم می شد. و همین بود که شخصیتها و سیاسیون بسیاری (و حتی مخالفان)
به ناچار و بنابر جوِّی مسموم و جبارانه، همکار
خمینی و زیر مجموعۀ او شدند.
کمااینکه امروزه که کارد نظام ولایت مطلقه تا عمق استخوانهای مردم ایران
فرو رفته و ضرورت تغییرات سیاسی در ایران حرف روز شده است، مجریان رئال
پولیتیک غربی فعال گردیده و مهرۀ مطلوب خود را (که رضا پهلوی است) به رخ
مردم ایران و مخالفان نظام ولایت مطلقه می کشند؛ همان مهره ای که همراهِ
آبـاء و اجدادش نزدیک به ۶۰ سال در ایرانِ بلا زده به استبداد و سرکوبگری و
اجرای سیاستهای غربی پرداختند. اما متأسفانه و طبق
اصل معمولِ:
«الغَریقُ یَتشَبَّثُ بِکُّلِ حَشیشٍ»،
جان به لب رسیده
ها کمتر ایام سیاه و پر مصیبتِ پهلوی و داستانِ «دیوار موش دارد،
موش گوش دارد» را متذکر می شوند؛ و در سایۀ هَیمنه و سیطرۀ غرب و
بلندگوهایی مثل بی بی سی و اینترنشنال و صدای آمریکا و...... آن دورۀ
وحشتناک
بعنوان
«روزگار گل و بلبل!!»
به
خورد
مردمِ
مُضطَر و
غریق
داده می شود. و حتی می گویند: اگر رضاخان و خاندان پهلوی نبود ایرانی نداشتیم!
ایرانستان داشتیم؛ همانطور که عوامل ولایت مطلقه می گویند: اگر
شاه اسماعیل و
صفویه نبود
ایران سُنیّ شده بود. و اکنون دُوَل غربی آشکارا و به طُرُق مختلفه به
مردم جان به لب ایران می گویند یکی را انتخاب کنید:
«یا تداوم نظام ولایت مطلقه یا بازگشت
شاهنشاهی پهلوی»؛ و روی این اساسِ جبارانه: هم شعارهای «رضا شاه
روحت شاد!» ساخته و علم می شود، و هم کارزار: «من وکالت می دهم!» به گوش
همه تزریق می گردد.
ما هم بعنوان موحدین آزادیخواه می گوییم: آری، رضا پهلوی نامزد و نمایندۀ
دُوَل سلطه گر غربی برای ایران آینده است، و کسانی که دنبال تغییر نظام
ولایت مطلقه و جانشینی یک نظام استبدادیِ وابسته و دست نشانده هستند، چاره
ای جز وکالت دادن به رضا پهلوی ندارند. و اما کسانی که به فکر
«آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی» و
تسرّی حق و عدالت در ابعاد فکری و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و..... می
باشند، دنبال آرزوها و مطلوباتی می گردند که در سایۀ مردمِ مُضطَر و جان به
لب (و فرصت از دست داده) و متأثر از سیطرۀ تبلیغاتی غرب، بعید المنال و صعب
الوصول می نمایند. هر چند کسان و جریاناتِ روزمره و موج زده ای که به خواب
و خیال خودشان و در سایۀ تاجگذاری رضاخانِ دوم! به چیزهایی می رسند و
حداقلهایی را در نظر دارند «خسِر الدُّنیا و الآخِرة» بوده و جز تغییر
استبداد ولایت فقیهی و جانشینی استبداد شاهنشاهی چیزی را نخواهند دید.
سازمان موحدین آزادیخواه ایران
۱۰ رجب ۱۴۴۴ - ۱۲ بهمن ۱۴۰۱
|