نمـاد مرحلۀ دوم انقلاب مصــــر: بعد از کودتای خونین جیش استبدادی - استعماریِ مصر، که بخش بزرگی از بودجۀ سالانه اش (مانند سایر جیوش استبدادی - استعماری در جهان اسلام) از طرف آمریکا و دُوَل ناتویی تأمین میشود، و بعد از کشتار «هزاران نفری» در میدان رابعه العَدَویه توسط این جیش جنایتکار، تصویر فوق الذکر نماد انقلاب مصر در مرحلۀ دوم شده است. در ضمن اوضاع انقلابی مصر را میتوان مستقیما از این شبکه ها دنبال نمود: «الحـــــوار» و «الجزیره مصر»


مرحلۀ دوم انقلاب مصر: با وقوع عاشورای مصر و کشتار هزاران مصریِ ضد کودتا و آزادیخواه، مرحلۀ دوم انقلاب آغاز گردید، قابل ذکر است که با برکناری مبارک از ریاست جمهوری مرحلۀ اول انقلاب پایان گرفت، و لکن نظام استبدادی - استعماری باقی ماند؛ و فی الواقع مبارک جایش را به جیش غدارش سپرد؛ جیشی که اصلا برای مقابله با اسلام و مسلمین بوجود آمده و هستۀ مرکزی اسلام ستیزان است. به امید پیروزی نهایی مردم مسلمان و انقلابی مصر.مشاهدۀ زندۀ انقلاب دوم مصر از شبکات ماهواره ای:
 
«الحـــــوار»
و
«الجزیره مصر»


دخالت دین در سیاست ممنوع! و در کودتا واجب؟! - زمان و تجربیاتِ گسترده ثابت نموده که منادیان جدایی دین و سیاست همیشه چنین نمی اندیشند؛  و در هر زمان و مکانی معتقد به جدایی دین از سیاست و حکومت نیستند؟! و تنها زمانی بدان دامن می زنند که دین و دینداری از استخدام و سوء استفادۀ آنها خارج می شود؟! و لکن اگر دین و دینداری در خدمت آنها باشد و به نفع آنها عمل نماید؛ آنگاه دخالت دین در سیاست و حکومت نه تنها اشکالی نخواهد داشت، بلکه حضورش واجب و بسیار ضروری می گردد؛ خاصتا در ایامی که پستی و بُطلانِ استبدادیان و استعمارگران تنها به زور دین و فتوای دینداران! توجیه و پوشانده می شود؛ و از جمله در ایام کودتایی «وجوب دخالت دین و دینداران در سیاست و حکومت» از هر زمانی بیشتر است؟! پس در صورت مصالح استبدادی - استعماری، دخالت دین در سیاست و حکومت که هیچ! بلکه دخالت دین در کودتا نیز! امری واجب و ضروی میشود و کسی هم (از عوامل استبدادی - استعماری) انتقادی نخواهد کرد؛ و در مقابلِ «دخالت و دخیل دادن رؤسای مذهبی در کودتاها و تأیید نظامهای استبدادی - استعماری توسط آنها» سکوت مرگباری بعمل می آید؟!


سازشکاری و روش تنازلی همیشه کارساز نیست؟! روش اخوان المسلمین در مبارزه با نظامهای استبدادی معمولا سازشکارانه و به روش تنازلی بوده است، و تاریخ مبارزات ۸۰ سالۀ اِخوانی شاهد این مدعاست. و میتوان گفت که روش مبارزاتی اخوان المسلمین در مقابله با نظامهای استبدادی شبیه روش نهضت آزادی در ایران می باشد.......... آری؛ درست است که هر کسی در روش مبارزاتی خویش آزاد است (و در مطلب: نـه افراط نه تفریط نه اعتدال؛ بـل موضع متناسـب این مسئله را به بحث گذاشته ایم)، و لکن سخن ما اینست که اگر روش سرسختانه و سازش ناپذیر همیشه جواب نمی دهد؛ روش تنازلی و سازشکارانه نیز بهمین صورت است و همین وضعیت را داراست.......... و ای کاش! همانطور که اِخوانها توان سازشکاری و بکار بستن روش تنازلی با سلطه گران استبدادی - استعماری را دارند، همان توان را نیز در رابطه با نیروهای انقلابی داشتند و آن را بکار می بستند؛ و از جمله در میدان تدوین قانون اساسی راه تک رَوی و انحصارطلبی در پیش نمی گرفتند و نیروهای انقلابی و نیمه انقلابی و از جمله حزب پر نفوذ نور و حزب مصر قوی را (که در امور اساسی با اخوانها نظرات مشترک داشتند) بسوی کودتاچیانِ اسلام ستیز هُل نمی دادند؛ و آنها را جهت مقابله با انحصارطلبی اخوانی (به قول خودشان) همدست نمی ساختند.


تبرئۀ کودتایی مبارک و حبس کودتایی بدیع؟! درست است که تبرئۀ حُسنی مبارک از قتل و فساد و استبداد چند دهه ای و حبس محمد بدیع مرشد عام اخوان المسلمین سندی جدید در بیان ماهیت کودتاچیان و تغییرات کودتایی در مصر است، و لکن این خبر باید برای کسانی بیشتر غیر منتظره باشد که اسیر «دجالگری شبکه های خبری حامی کودتا و رسانه های دروغ و تضلیل» هستند؛ و زیاد باور نداشتند که کودتای عسکری علیه انقلاب مصر صورت گرفته و رئیس جمهور انتخابی و حکومت انتخابی را سرنگون و قانون انتخابی را مُلغی کرده است؟! و الا برای کسانی که من البدایه تانکها و جنگ افزارهای کودتاچیان را با چشم خود در خیابانها می دیدند و شاهد عزل و حبس رئیس جمهورِ منتخب و تعطیل قانون انتخابی و اعلان وضعیت فــوق العــاده و تشکیل حکـومت کــودتا و از همه ملموس تر شاهد قتل و کشتار مردم معترض و متحصن بودند؛ این خبر و این قضیه امری بدیهی و در راستای «علمکرد کودتایی» بحساب می آید. و طبعا همانطور که عزل و حبس و کشتار انقلابیون مصری اَعمالی کودتایی قلمداد میشود، تبرئۀ جنایتکاری در حجم مبارک نیز با وضوح بیشتری یک اقدام کودتایی می باشد. و آیا غیر از اینست که در سایۀ حکومت کودتا باید حسنی مبارک تبرئه و به تبع آن آزاد! و رهبران اخوانی (به مثابۀ حاملان انقلاب) روانۀ زندانها گردند؛ و حتی انحلال اخوان المسلمین (به مثابۀ جریان اصلی انقلاب) در دستور کار قرار گیرد؟! کمااینکه چنین کردند و حتی هزاران نفر از اخوانها را کشتار و زندانی نموده اند.


عاشورای مصر سرآغاز مرحلۀ دوم انقلاب مصر مرحلۀ اول انقلاب مصر با سرنگونی حُسنی مبارک از ریاست جمهوری پایان گرفت؛ و لکن همان زمان معلوم بود که نظام استبدادی - استعماری مصر به قوت خود باقی است؛ و فی الواقع مبارک با اشارۀ اربابان ناتویی، جایش را به جیش استبدادی - استعماری سپرد، جیشی که ساختۀ دول ناتویی است و در همۀ ممالک اسلامی هستۀ مرکزی نظامهای استبدادی - استعماری را تشکیل می دهد. در این رابطه و در این برهۀ انقلابی این دو مطلب را مُجددا تقدیم می داریم: فرعون مصر ساقط شد؛ اما نظامش باقی است! و: استعمارگران دنبال عقیم سازی قیامهای مردمی. و اما با تهاجم جیش کودتا و خلق عاشورای مصر در ۲۳ مرداد و قتل و کشتار هزاران انسان در میادین قاهره و شهرهای مختلف، مرحلۀ دوم انقلاب مصر فرا رسید. و امروز ۲۵ مرداد (که جمعۀ خشمِ ضد کودتا نامگذاری شده و اِسقاط جیش استبدادی - استعماری و کودتاچی هدف اصلی گردیده) مرحلۀ دوم انقلاب عملا آغاز و شعله ور شده است.


 عاشورای مصر و تشابه و تفاوتهایش با عاشورای کربلاء - اولا قیام حسین و یارانش علیه نظام کودتایی یزید به روش مسلحانه و جنگی بود، در حالی که قیام اخوان المسلمین و طرفداران محمد مرسی علیه جیش کودتاچی به روش مسالمت آمیز و مدنی صورت گرفت. ثانیا هنگام درگیری بین همراهان حسین و لشکر یزید طرفین مسلح بودند و تا آخر باهم جنگ مسلحانه نمودند، لکن در عاشورای مصر تنها جیش کودتا مسلح بود و متحصنان اِخوانی و مؤیدان مرسی بی سلاح و بی دفاع بودند؛ و در نتیجه خسارت و تلفات تقریبا یکطرفه بود. ثالثا لشکر یزید زنان را (با وجود حضورشان) کشتار نکرد، و حتی یزید محترمانه آنها را روانۀ خانه هایشان نمود؛ لکن لشکر کودتایی سیسی در امر قتل و کشتار فرقی بین زنان و مردان بی دفاع و بی سلاح قائل نشد. رابعا شهدای عاشورای کربلاء تقریبا ۷۰ نفر بودند، لکن شهداء و مجروحان کربلای مصر سر به هزاران نفر زده است. خامسا قتل عام کربلاء در خفـــاء و دور از انظار صورت گرفت، لکن قتل عام اخوان المسلمین و طرفداران محمد مُرسی در جلو چشم جهانیان و با صـوت و صـورتِ مستقیم! به وقوع پیوست


جیش مصر نهادی مردمی یا اجنبی؟! بالاخره آمریکا حرف دلش را گفت: جان کری وزیر خارجۀ آمریکا گفته است: «جیش مصر به خواست مردم مداخله کرده است؛ یعنی به خواست مردم مصر؛ دولت قانونی و رئیس جمهور منتخب را ساقط و قانون اساسی انتخابی را الغاء نموده است؟! حــــال سؤال اینست: اگر جیش مصر نهادی مردمی و ساخت مردم و عامل اجرای مُطالبات مردم است، بنحوی میتوان ادعای جان کری را قابل قبول دانست، و لکن اگر جیش مصر نهادی آمریکایی و ساخت آمریکا و عامل اجرای سیاستهای آمریکا بوده و هست و در طول شصت سال گذشته به خواست اربابان خارجی و غربی اش بر مصر و مصریان استبداد و سرکوبگری کرده است؛ آنگاه نباید شک نمود که جیش مصر با چراغ سبز آمریکا و دُوَل ناتویی به میدان کودتا آمده است؛ کمااینکه سکوت و تأییدات و عوامل کودتا و قربانیان کودتا نیز بیانگر همین واقعیت است. و گرنه در دوران شصت سالۀ استعماری - استبدادی (ادوار ناصر و سادات و مبارک) یک بار به فکر مردم و آزادی و دمکراسی! می افتاد؛ و یا اینکه حداقل از انقلاب مردم حمایت! و مبارک و عوامل استبدادی را محاکمه ای واقعی می کردند؟! آیا کسی نمی پرسد که جیش مصر بعد از شصت سال استبداد و سرکوبگری و تحمیل قوانین اضطراری بر مردم مظلوم مصر؛ حالا چگونه به یکباره آزادیخواه و مردمسالار شده است؟! یا اینکه نخیر اصل اینست که اگر شیطان هم علیه مسلمین وارد میدان شود، باید به او تبریک گفت و با همۀ صفات پسندیده او را آذین بندی کرد؟! و از این جهت باید گفت که: آیا جیش مصر (به پاس خدماتش! البته اگر براندازی اسلامیین را نهایی کند) برندۀ جایزۀ صلح نوبل خواهد شد یا نه؟!

عاشورای مصر: بزرگترین جنایتی که انتظارش می رفت به وقوع پیوست: تهاجم جیش کودتاچی مصر به تحصن انقلابیون مسلمان در میدانهای نهضت و رابعه العَدَویة در قاهره - انعکاس امُ المعارک  مصر و مشاهدۀ  جنایات بی سابقه ای که از صبح (۲۳ مرداد)  علیه تحصن مسالمت آمیز انقلابیونِ کودتاستیز و آزادیخواه شروع شده است. این مردم علیه کودتای استبدادی - استعماری بپاخاسته و خواهان بازگشت رئیس جمهور منتخب (محمد مرسی) و اعادۀ نظام مردمسالار و انتخابی هستند. «فیلم ۱»، «فیلم۲»، «فیلم۳»، «فیلم۴».


گنجایش میدان تحریر و ادعاهای کودتایی: جهت اطلاع از گنجایش جمعیتی میدان تحریر (که حالا میدان کودتاچیان شده است) این ویدئوی مختصر بسیار مفید و روشنگر است؛ ویدئویی که بنابر اَشکـال هندسی و ارقام ریاضی تهیه شده است. و باید دانست این مکان همان جایی است که کودتاچیان مصر ادعا می کنند: در تظاهرات ۳۰ ژوئن (۹ تیر) ۳ میلیون نفر علیه مُحمد مرسی (رئیس جمهور منتخب) در آن تجمع و تظاهرات کرده اند؟! حال خود حدیث مفصل بخوان زین مُجمَل. همچنین ویدئوی دیگری که هم این ادعا را بیان و هم جزئیات کودتای مصر را با صورت و صورت ارائه میدهد، تقدیم می داریم. قابل ذکر است که ویدئوی دوم از آن «مونا مُکرَم عبَید» و نمایندۀ پیشین قبطیان و یکی از دست اندرکاران کودتاست؛ و اصل آن به زبان انگلیسی است.


تظاهراتِ کودتاچیان برای نابودی اسلام خواهان؟! - دنیا و عالم بداند که تا غرب و دول ناتویی بتوانند و امکان داشته باشند؛ نخواهند گذاشت در هیچ نقطه ای از جهان اسلام «آزادی و مردمسالاری» پا بگیرد و به نتیجه برسد. زیرا آزادی و مردمسالاری منتهی به: حاکمیت اسلام و مسلمین، و ثبات سیاسی و ارتقای فرهنگی، و رشد و آبادانی، و مصرف مواد خام داخلی، و هضم مغزها و نیروهای انسانی، و صدور کالا بجای واردات، و از همه مهمتر الگو شدن حاکمیت اسلام و مسلمین در جهان اسلام و ثانوی و به حاشیه رفتن غرب و فرهنگ غربی و دول ناتویی در جوامع اسلامی خواهد شد. و کودتای استبدادی - استعماری مصر، و قبل از آن کودتای ترکیه علیه اربکان و حزب رفاه و همچنین کودتای الجزایر علیه انتخابات آزاد و خنثی کردن پیروزی مسلمین و کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ علیه مصدق و به جان هم انداختن احزاب جهادی افغانستان (که منتهی به زایش طالبان گردید) و داستان سرکوب جنبش تاجیکستان و نظام فرقه ای که برعراق تحمیل شده و وضع ویرانگری که بر انقلاب سوریه تحمیل شده است و...... در راستای قاعدۀ فوق الذکر قرار دارند (و طبعا تونس و ترکیه هم از این امر مستثنی نخواهند بود)؛ قاعده ای که مبنی بر «ممنوعیت آزادی و مردمسالاری» در جهان اسلام و جوامع اسلامی است. و اصلا از نظر دول ناتویی، استبدادی ترین مملکت اسلامی «جزیرۀ ثبات» قلمداد میشود؟! و اگر ایرانِ اواخر دورۀ پهلوی از نظر جیمی کارتر جزیرۀ ثبات! تلقی می شد و تکیه گاه غرب گشته بود، اکنون نظام پادشاهی سعوی (که یکی از استبدادی ترین و عقب مانده ترین و خبیث ترین نظامهای سیاسی در جهان اسلام است) تکیه گاه اصلی سلطه گران غربی شده است؛ تکیه گاهی که حتی اسما و ظاهرا اثری از انتخابات در آن به چشم نمی خورد؛ و یک پادشاهی یک قرنه را بر مکه و مدینه تحمیل کرده است؟!


صف آرایی فردای مصر (جمعه ۱۷ رمضان و مصادف با سالگرد غزوۀ بدر): در مصر و شهرهای مختلف آن، مسلمین و اطیاف اسلامی و همۀ آزادیخواهان در برابر کودتاچیان استبدادی - استعماری و بقایای نظام کودتایی ناصر و سادات و مبارک و کل سلطۀ جهانی استبداد و استعمار صف آرایی میکنند، یعنی دو صف متضاد در مقابل یکدیگر قرار می گیرند: صف آزادی و مردمسالاری، و صف استبداد و عسکرسالاری، و به عبارت دیگر «صف مسلمین و آزادیخواهان و صف استبدادیان و کودتاچیان». اینست که معرکۀ مصر و مشخصا میدان داری فردا جمعه، امُ المعارک بحساب می آید. به امید اینکه به نفع اسلام و مسلمین و بسوی آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی ختم شود. دعای قلبی ما موحدین آزادیخواه، همانا پیروزی اسلام و مسلمین و آزادیخواهان و شکست استبدادیانِ اسلام ستیز و برچیدن سلطۀ استعمارگرانِ ناتویی و عقب راندن کودتای سیسی و ژنرالهای نامبارک است. با حضور گسترده و میلیونی مردمِ مصر و تنها گذاشتن کودتاچیان استبدادی - استعماری این امرِ اساسی بإذن الله متحقق خواهد گشت. در ضمن این دو شبکۀ عربی که تظاهرات این معرکۀ سرنوشت ساز را مستقیما پخش میکنند لایق مشاهده و پیگیری هستند: «الحــــــوار» و «الجزیره مصـــــر»

کابینۀ کودتا (مصر) - سفیر استعمار صهیونی در قاهره: «سیسی تنها قهرمان مصر نیست؛ بلکه قهرمان همۀ یهودیان در فلسطین و در همۀ جهان است».

منبع اول «المستقبل العربی»: السفیر الاسرائیلی بالقاهرة: السيسي بطل قومي لجميع اليهود

منبع دوم «اخبار الساعة»: السفير الاسرائيلي بالقاهرة: السيسى ليس مجرد بطل لمصر بل هو بطل لكل اليهود فى اسرائيل بل و العالم

منبع سوم «الوطن العربی»: السفير الإسرائيلي بالقاهرة: السيسي بطل قومي لليهود

منبع چهارم «السبیل الی الحقیقة»: السفير الإسرائيلي بالقاهرة - السيسي بطل قومي لليهود


اینست امُ المَعارک: شکست کودتا یا شکست مسلمین؟! - در مصر یک کودتای علنی و با تانک و توپ و هواپیما علیه حکومت منتخب مردم به ریاست «محمد مرسی» صورت گرفته است، کودتایی که همۀ استبدادیان و استعمارگران در شرق و غرب عالم و در میان مسلمین پشت سر آن قرار دارند. و دنبال آنند که حتی آن را توسعه داده و مثلا به تونس و ترکیه هم بکشانند؟! و بدین صورت بار دیگر میخواهند ارادۀ جوامع اسلامی را درهم بشکنند و به همگان تفهیم نمایند که راهی برای خروج جوامع مسلمان از سلطۀ استبداد و استعمار وجود ندارد. عکس این واقعیت تلخ و کودتای عسکری علیه حکومت منتخب مصر (به جرم مسلمان بودنش!) صحیح است و آن اینکه: اگر مردم مصر با اصرار خود و تداوم انقلاب خویش (که قبلا ناتمام و نظام و جیش مبارک باقی مانده بود) بتواند کودتا و کودتاچیان را مغلوب و محمد مرسی را به ریاست جمهوری برگرداند، آنگاه باید شاهد استمرار انقلابات مردمی بیشتری در جهان اسلام بود، و حتی این امر میتواند هیمنۀ استبدادی - استعماری را در کل جهان تهدید نماید و زمینۀ روزگار شعوب را فراهم و غلبۀ نهایی مسلمین را به ارمغان آورد. اینست که از نظر موحدین آزادیخواه، انقلاب مصر و کودتایی که علیه آن صورت گرفته «ام المعارک حقیقی» است، و شکست و پیروزی در این معرکۀ اساسی درسطح جهان تأثیر خواهد گذاشت. و روی همین اساس قبلا نیز انقلاب مصر را «فتح الفتوح» نام نهادیم، فتح الفتوحی که با کودتا علیه آن در خطر قرار گرفته است. لکن حالا با حضور امواج میلیونی مردمِ مصر وتجمع آزادیخواهان درسراسر جهان، امید شکست کودتای استبدادی - استعماری بسیار بالا رفته است.

طرح کودتای مصر برمَلا شد: تظاهرات و اعتراضات برای کودتا؟!  اسرار طرح کودتای مصر نه بعد از ۳۰ سال؛ بلکه بعد از حدود ۱۰ روز فاش و برملا گشت: روزنامۀ آمریکایی «وال استریت جورنال» در مقالۀ روز شنبه اش در رابطه با نحوۀ انجام و مقدمات کودتای جیش استبدادی - استعماری مصر (جیش ناصر و سادات و مبارک) زیرعنوانِ: «دولت عمیق بار دیگر به مصر باز می گردد» معلوماتی ارائه داده که جای تأمل بسیار و لایق مطالعه و تعمق است. عکسِ ادعای عوامل کودتا که میگویند: جیشی که بیش از نیم قرن سابقۀ سرکوبگری دارد؛ حالا از روی دلسوزی و آزادیخواهی! به کمک مردم آمده و بنابر تظاهرات و اعتراضات آنها مداخله و کودتا کرده است؟! این معلومات در روزنامه ها و تلویزونهای زیادی منتشر و مورد بحث قرار گرفته است، و خاصتا در جهان عرب بسیار اثر گذار بوده است. لازم به ذکر است که این مقاله به زبان انگلیسی میباشد، و ما از روی ترجمۀ عربی آن (در روزنامۀ: مصر امروز من) فرازهایی را نقل و ترجمه می کنیم.

مواضع نظام ولایت مطلقه علیه مُرسی و اخوان المسلمین از زبان احمد خاتمی (صوت و تصویر). و این جوابی است که به چند دهه تسامح و تصالح اِخوانی با نظام ولایت مطلقه داده می شود. قابل ذکر است که فعالیت مُجاز و محدود اخوان المسلمین ایران نیز (جماعت دعوت و اصلاح) حاصل این تسامح و تصالح بود. و متقابلا اخوانهای ایران نیز محافل و نماز جمعه ها و انتخابات ولایت فقیهی را گرم می کردند و حتی کتب آنها را مصادر مطالعاتی قرار می دادند. هرچند از نظر موحدین آزادیخواه، همۀ احزاب و سازمانها و اشخاص، هم در ماهیت فعالیت و هم در روش فعالیت آزاد هستند. و اما کودتای استبدادی - استعماری مصر (که جنایت عُظمی قلمداد می شود) قبل از اینکه علیه رئیس جمهور محمد مُرسی و اخوان المسلمین باشد، علیه آزادی ومردمسالاری وکثرتگرایی و جهت خنثی کردن انقلاب مصر و باز گرداندن آن مملکت به زیر سلطۀ دُوَل ناتویی و جیش ساختۀ غرب است. همان جیشی که کارش کودتاگری و سرکوبگری بوده و بیش از نیم قرن مصر را با قوانین عسکری (به ریاست سه کودتاچی - ناصر و سادات و مبارک) اداره کرده است. و سیسیِ خائن چهارمینِ این کودتاچی هاست؛ و کودتایش هم مورد تأیید و حمایت دول ناتویی و نوکران منطقه ای اَمثال سعودی و امارات و کویت و روی خواست و نقشۀ آنها میباشد.

کودتای انقلاب دوم! و کودتای رستاخیر ملی؟! در ایران نیز حکومت مصدق با کودتای استبدادی - استعماری ساقط شد؛ و جالب اینکه حکومت مصدق نیز تنها یک سال طول کشید (آنهم با هزار کارشکنی!) و بعد با کودتا روبرو گشت (کودتای رستاخیز ملی!)؛ و همانطور که امروزه کودتای علنی و با تانگ و توپ و هواپیما در مصر را انقلاب دوم (کودتای دمکراتیک!!!) می نامند، کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را هم رستاخیز ملی!!! نامگذاری کردند و برایش تمبر خاصی عرضه نمودند (کمااینکه اصلاحات شاهنشاهی را به نام انقلاب شاه و ملت!!! به راه انداختند). و این کار و پیشۀ مستبدین و اشغالگران و سرکوب کنندگان مِلل ضعیف و درمانده است. و همانطور که می دانیم غارتگران غربی نیز جهانخواری خود را استعمار (آبادسازی!) نامیدند؟! و لکن با همۀ این دجالگریها، ظالمانِ مکار و زورگو هرگز از سلاح و استفاده از عسکر و لشکر بی نیاز نمیشوند؟! و خلاصه در همۀ کودتاها و در همۀ نظامهای استبدادی چیزی بهانه و اصطلاحاتی بخورد مردم داده میشود (مثل نظام ولایت مطلقه که نظام استبدادی و خرافه باز خود را اسلامی و مردمی تلقی میکند)، اما هیچ وقت «دروغ و دجالگری» نمیتواند جای حقایق عیان را بگیرد؛ و اگر پشتوانۀ سلاح و زورگویی نباشد، کذابیت و دجالیت خریداری نخواهد داشت. اینست که جوامع اسلامی تا «آزادی و آزادیخواهی و استقلال و استقلال طلبی» را اساس و مبناء قرار ندهند و روی توحید و آزادی متمرکز و متحد نشوند، توان حاکمیت بر سرنوشت خود را پیدا نخواهند کرد و دین و ملک و ملت شان اسیر و راکد باقی خواهد ماند. و همانطور که کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ را پیش بردند و آن را رستاخیز ملی اعلام کردند و نظام پادشاهی پهلوی را روی آن استمرار بخشیدند، در هر جایی که جرقۀ آزادی شعله ور شود، به همان صورت مورد تهاجم واقع گردیده و خنثی میشود. کمااینکه در مصر نیز چنین کردند و مصرِ آزاد شده را مجددا زیر سلطۀ استبدادی - استعماری قرار داده اند.

نقد و نقد شده ای همسو: یکی کـودتا را تأیید؛ و دیگری مُرسی را تخطئه می کند؟! نگرانی رژيم از پيروزی انقلاب ضد ارتجاعی در مصر: شيخ الاسلام در بخش ديگری از اين مصاحبه، غيظ حکومت آخوندی را از بی توجهی حکومت مرسی به تجارب ضدانقلابی رژيم را برملا کرد و گفت:  آقای مرسی انقلاب ايران را اصلاً ناديده گرفت يعنی يک حالت عنادی با انقلاب ايران داشت، آنوقت سفرش به ايران را مقايسه کنيد و آمد اين جا، خيلی بد لحن، بد دهن، تهاجمی، اصلاً در کشورهای ذره بينی چند روز می ماند، ولی در ايران چند ساعت ماند! خيلی حالت عناد داشت، عوض اين که بداند اين انقلاب قدرتمند اين انقلاب می تواند کمکش کند اين انقلاب می تواند تحويلش بگيرد به او جا بدهد، کمک کند به مصر.

جنایت بزرگ کودتاچیان و قتل عام معترضان: کودتاچیان مصر و جیش استبدادی - استعماری با تیراندازی مستقیم به مردم، جمعیت بزرگ متحصن را هدف قرار داده و مخالفان کودتا را قتل عام کردند؛ و بدین شیوه مرتکب بزرگترین جنایتِ دورۀ انقلاب در مصر شدند. در این قتل عام وحشیانه و این جنایت نابخشودنی دهها نفر از مردم متحصن مصر کشته و صدها نفر زخمی شدند.

کودتاچیان مصر - محمد برادعی، که زمانی عضو مذاکره کنندۀ کمپ دیوید بود. احمد طیب، آخوند درباری - ازهری که مبارک آن را تحمیل کرده بود. رئیس قبطیان فرعونی. و افسران استبدادی - استعماری

خصومت ولایت فقیهی علیه مُرسی و اخوان المسلمین - مواضع خصمانۀ نظام ولایت مطلقه و شبکه ها و روزنامه های استبدادی اش نسبت به حرکت اخوان المسلمین و محمد مُرسی رئیس جمهور منتخب مصر (که حالا توسط کودتاچیان استبدادی - استعماری برکنار و محبوس شده است) در مرحلۀ حساس کنونی بیشتر ناشی از حمایت آنها از انقلاب آزادیخواهانۀ مردم سوریه و نهایتا قطع ارتباط مصر با نظام بعثی - علی اللهی اسد و اتخاذ مواضع مستقلانه در امور منطقه ای و بین المللی توسط حکومت مُرسی میباشد. و عناوین و متون زیر نمونۀ این تعامل خصمانه و استبدادی هستند:

مسلمین ثابت کنند که کودتا علیه آنها نیز! مُجاز نیست - سازمان موحدین آزادیخواه ایران ضمن تقبیح و محکوم کردن این «کودتای فضیح و مُجرمانه و استبدادی - استعماری» تأکید میکند که: راه نجات و رسیدن به آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی، تنها سلاحِ جهاد یا صرفا صندوق آراء نیست، بلکه آنچه مسلمین باید بدان اهتمام بیشتری بورزند، همانا قدرت مقاومت و توان مقابله با اَعدای اسلام و مسلمین و حفاظت از «اصول بنیادین آزادی و آزادیخواهی» است. و آنگاه و در چنین وضعیتی: نه جهاد مسلمین «ارهاب و تروریسم» قلمداد میشود؛ و نه پیروزی آنها در انتخابات به بازی گرفته میشود. و از اینها اساسی تر: دخالت اسلام و مسلمین در سیاست و حکومت ممنوع! و کودتاهای عسکری علیه آنها مُجاز! نخواهد شد. و برای مثال در ترکیۀ رو به آزادی هم! با وجود اکتساب همۀ قوای مملکتی (مُقننه، اجرائیه، و قضائیه)، لکن حکومتِ اسلامخواه ترکیه (به رهبری اردوغان) هنوز توان آن را ندارد که حتی «روسری زنان» را آزاد نماید؟! و طبعا حکومت منتخب مصر به ریاست محمد مُرسی (علاوه بر خطاهایی که مرتکب شد) گرفتار همین ناتوانی گردید و کادرهای سیاسی - عسکری دورۀ مبارک چندان تغییری نکردند؛ و دورۀ یک سالۀ حکومت منتخب بیشتر صرف خنثی کردن کارشکنیهای مخالفانِ اسلام ستیز و تنازلات مُستمر گردید، و خاصتا «انحلال مجلس قانونگذاری» توسط بقایای نظام مبارک مشاکل زیادی ایجاد نمود. در این رابطه این مطلب نیز خواندنی است: استعمارگران دنبال عقیم سازی قیامهای مردمی.