بسم الله الرحمن الرحيم

منابع اخذِ فهم و مواضع تــوحیدی

بعد از سلام و تشکر از برادر دینی و دلسوزمان آقای خیام: برادر عزیز، نقد و توضیح و سؤال حق مسلم شماست، و ان شاء الله در سایۀ بررسی ها و نقادی ها و سؤال و جواب به احسن التأویل و به عالی ترین فهم و درک توحیدی خواهیم رسید.

دربارۀ چگونگی رسیدن به فهم و مواضع توحیدی و قرآنی (که در جواب سؤالات آقای مهدی آمده اند) چهار طریق و آنهم همراه با عمل و در میدان عمل ارائه گردیده است: ۱- مراجعۀ مستقیم به قرآن و سنت و سیرۀ نبوی. ۲- مطالعۀ مطــالب و مــواضع سمــاء. ۳- مطالعۀ کتب علمای مُـوحد و اجتهـــادی معاصر. ۴- سؤال و جواب ناشی از مطالعات.

لکن نسبت به مورد سوم، به تأکید ما موحدین آزادیخواه هرگز کسی را مطلق نمی کنیم و مصدر عقاید سماء ما انزل الله است، اما در همان حال نباید روشنگریهای علماء و اندیشمندان مسلمان را بلا فایده اِنگاشت. طبعا ما هم واقف هستیم که همۀ آثار آنها محل استفاده نیست، و بهمین خاطر کتب خاصی از آنها را معرفی کرده ایم. همچنین به نظرما عُلمای مُوحد و آزاد اندیش و اجتهادی در شخصیتهای معرفی شده خلاصه نمیشوند، و امثال آقای مصطفی حسینی طباطبایی نیز قدر و احترام خاصی دارند، هر چند کارشان را بیشتر متوجه بعد عقیدتی و نویسندگی کرده اند و کمتر وارد حوزۀ سیاسی و اجتماعی شده اند، درحالی که مصیبت عظمای بشریتِ معاصر سلطۀ طاغوتیان استبدادی و استعماری است. در مورد مرحوم ابو الفضل برقعی هم ممکن است مقداری متفاوت باشیم، چرا که مکتوبات ایشان (بگذریم از مراحل تحول فکری و عقیدتی شان) رنگ و صبغۀ سنتی دارد، گرچه  الحمد لله در راه توحید بودند و ایشان جزو ستاره های توحیدی در ایران محسوب می شود، و در حالی که تشیع صفوی در ایران حاکمیت مجدد پیدا کرده بود، مرزهای شرک و خرافات و فرقه گری را درهم کوبید، و طبعا بسیاری از مطالب ایشان روشنگر و برای نسل معاصر راهگشاست.

اما موضع سماء نسبت به حدیث - جواب شما در این مطلب اساسی قابل دریافت میباشد: ارزش و اهمیت سنت نبوی در دینداری اسلامــی، مطلبی که درشبکۀ سماء (سنت و منهج نبوی) منتشر شده است. و اما مشخصا نظر موحدین آزادیخواه در رابطه با ماهیت سخنان رسول و مسئلۀ و ما ینطق عن الهوی چنین است: نامحدود کردن و ما فوق زمان و مکان قرار دادن انسانها و انتساب علم غيب به مخلوقات و بنی آدم، عین بت پرستى است، و موجب ساخته شدن خدايان دروغين می گردد. و در رابطه با شخص رسول اسلام باید تأکید نمود که پيامبر اسلام بنابر نصوص قرآن دارای ماهیتی بشری و فاقد علم غیب بوده است. و علم غيبى که الله به محمد مصطفى داده منحصر در آيات قرآن است (مطلب: محمد مصطفی؛ بشری مثل ما). و بعد از آن محمد رسول الله تنها یک بشر مُسلِم و رهبر مسلمين بوده است. و در مورد سنت ایشان باید گفت: سنت ایشان (قول و فعل و تأييدات) براى همهٴ مسلمين و در همهٴ زمانها و مکانها، عظيم و ارزشمند است، اما علم غيب و وحى الله محسوب نمى شود، و خلفاى راشدين و صحابۀ پیامبر و مُعظم علماى اسلام به همين شيوه با سنت رسول برخورد کرده اند. اما عجيب اینست که اهل حديث، مسئلۀ حدیث را در اين حد هم نگه نداشته و مسئله را وارد حوزهٴ خطيرى کرده اند و آن را بسيار بيشتر از مفهوم حديث بالا برده اند، تا جايی که آنها احاديث رسول را کلا وحى تلقى می کنند و می گويند: پيامبر از روى هوى و عند النفس سخن نمی گويد، و آنچه ميگويد بر او وحى شده است!!!! و در این رابطه اين آیه را سند قــرار می دهند: وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ (نجم - ٣ و ۴ ): محمد به ميل خود و عند النفس سخن نمی گويد؛ و آنچه بر شما ميخواند چيزى جز وحى نيست که از طرف الله بر او وحى می شود. اما آيات قرآن و از جمله همين آيه و تاريخ مسلم پيامبر و سنت رسول اين تلقى را تماما انکار می کنند.

برادر عزیز، عنوان پیام شما چگونگی عضویت در سماء است، اما در متن ارسالی تان اشاره ای بدین مسئله نشده است، لکن اگر در این رابطه سؤالی وجود داشته باشد، جوابش را می توان در اساسنامۀ سماء پیدا نمود. همچنین اگر برایتان ممکن است تماس مستقیم هم زمینۀ بحث و بررسی را بیشتر خواهد کرد. موفق و مؤید باشید.

سازمــان مــوحدین آزادیخــواه ایــران

۱۸ ربیع الأول ۱۴۳۱ - ۱۳ اسفند ۱۳۸۸

با سلام و درود

چطور می توانم عضو سما بشوم؟
-----------
به اين مطلب شما كه در جواب شخصي به اسم مهدي است انتقاد دارم:

راه دوم رسيدن به درک و موضع توحيدى و قرآنى، مطالعۀ کتب سيد قطب (از جمله چراغى بر فراز راه، عدالت اجتماعى- هرچند ترجمه اش تحريف و تخريب شده است، زيربناى صلح جهانى و...)، ابولاعلى مودودى (از جمله خلافت وملوکيت)، شريعت سنگلجى (از جمله کليد فهم قرآن)، جلال آل احمد (ازجمله غربزدگى) على شريعتى (از جمله بازگشت به خويش، ما و اقبال و.....)، محمد غزالى (از جمله سيره النبى) و ديگر کتب اسلامى که از فهم وموضع قرآنى و توحيدى نزديک هستند.

ما كه نبايد اعتقادات خود را از روشنفكراني مثل مودودي و شريعتي بگيريم.
1.
سطح سواد شريعتي در زمينه مسائل ديني و مذهبي بسيار پايين بود( در كتاب هايش مطالب چرت و پرت زياد ديده مي شود) .
2.
ابولاعلي مودودي در كتاب خلافت و ملوكيت زياد صادق نبوده و اشتباهات فاحشي دارد.
------------
1.
با شريعت سنگلجي موافق هستم و واقعا يك موحد واقعي است است
2.
علامه برقعي رحمه الله عليه پدر يكتاپرستي در ايران است و خيلي بهتر از سيد قطب و مودودي و ديگر روشنفكران اسلام واقعي را معرفي مي كند
3.
سيد مصطفي حسيني طباطبايي در حال حاضر تنها كسي در ايران است كه اسلام واقعي را معرفي مي كن و با مذهب بازي مخالف است و فقط اسم مسلمان را بر خود گذاشته است  فراتر از اين روشنفكراني است كه شما معرفي كرده ايد
-------------
3.
نظر شما در مورد حديث چيست؟(چون سني و شيعه با استناد به اين آيه: او از روي ميل نفساني سخن نمي گويد، بلكه وحي الهي است كه به او القا مي گردد-- سخن رسول خدا را وحي مي دانند)
ولي به نظر من اين حرف زياد عقلاني نيست