بسم الله الرحمن الرحیم

ملاحظاتی دربارۀ نظرات و انتقادات رضا نصیری

آقای رضا نصیری، السلام علیکم:
برادر عزیز، شما در صدر مطلب تان، خود را مسلمانی شیعی معرفی کرده اید، اما آیا منظور شما از شیعه بودن، مذهب خانوادگی است یا مذهب انتخابی، چیزی دریافت نکردیم. ما نیز به نوبۀ خود اعلام می داریم که فکر و عقیدۀ موحدین آزادیخواه، اسلام اجتهادی است، و جهت آگاهی بیشتر به ماهیت و مشخصات فکری و عقیدتی موحدین آزادیخواه ، توجه شما و همۀ خوانندگان را به دو مطلب: عبور از شیعه گری و سنی گری و: مبانی تاریخی و معاصر مملکت و دولت جلب می کنیم . اما در مورد مطلب منتشر شدۀ شما ، قبل از هر چیز توصیۀ شما را عملی نمودیم و آن را مطالعه کـردیم. بعد از مطالعــه، ملاحظاتی را ضــروری دیدیم، که ذیلا به عــرض شمــا و خوانندگان می رسانیم:

۱ جای شکر و خوشحالی است که هم افکار و مواضع موحدین آزادیخواه مورد توجه اهل فکر و سعۀ صدر واقع میشود، و هم جای امید و پشتگرمی است که بالاخره کسانی یافت میشوند که تحقیق و مطالعه کنند و بهترین های آنها را اخذ نمایند. و ان شاء الله برادر مسلمان ما جزو این کسان است. و اصلا مسلمان آزاد یا اجتهادی یعنی کسی که زمینۀ باز اندیشی دارد و میتواند این باز اندیشی را جامۀ عمل پوشد.

۲ در مورد اینکه نوشته اید که کل حقیقت نزد کسی نیست، درست و صحیح است، واین یک موضع توحیدی است، و اصل: و امرهم شوری بینهم روی این واقعیت بنا شده است. و اصلا جهت تکمیل و تکامل و رشد، امر و کار مسلمین شورایی قرار داده شده است.

۳ روی مسائل تاریخی، که هم مطالب را مفصل میکنند و هم امور خیلی قدیمی، غیر واضح اند و محل اختلاف، کمتر تاکید میکنیم، و چنین اموری باید با توجه به مبانی توحیدی (قرآن مبین، سنت مسلم، قوانین علمی - وحی تکوینی، و عقل بشری) حل و فصل شوند.

۴ در رابطه با آن بخشی که روی مواضع موحدین آزادیخواه اشکال وارد کرده اید، باید گفت: بیشتر آنچه شما منعکس کرده اید، تفاوتی با مواضع سماء ندارد، و چند مورد و سؤال هم وجود دارد که جواب آن چنین است : الف بله منشاء شیعه ایران نیست، و اشکالی هم نداشته است. شیعه به معنای پیرو یا گروه پیروان است، و در صدر اسلام کسانی که علی بن ابی طالب را برای زعامت و خلافت مسلمین بهتر میدانستند، به شیعۀ علی معروف شدند. اما فرهنگ شیعه و خاصتا شیعۀ صفوی در ایران پرورده شد، البته به زور شمشیر صفوی و قتل و کشتار مسلمین ایران، امری که شباهتی تـام به داستان اندلس دارد.

 ب بله معــاویه با تحمیل پسرش یزید بر مسلمین، خلافت اسلامی را به سبک نظم پادشاهی، ارثی کرد، و حسین بن علی نیز که هم اهل شوری و خلافت بود، و هم زمینۀ قیام داشت، نخواست اضمحلال نظام اسلامی مبتنی بر شوری و بیعت آزاد را تحمل نماید، و در نتیجه علیه نظام ارثی و استبدادی یزید قیام کرد. بنابراین، اصل مطلب، نظام ارثی و استبدادی (یزیدی) و نظام شوری و بیعت (خلافت اسلامی) بوده و هست. اما امروزه می بینیم که پیروان نظام یزیدی، چگونه برای حسین بن علی سینه چاک میکنند و خودشان دقیقا نظام یزیدی بر مردم ایران تحمیل کرده اند!!!!

ج بله در رابطه با دین زرتشت (مجوس) و هر امر تاریخی و باستانی دیگـر میتوان زیاد تحقیق کـرد و روی آنها، حتی الامکان، مطالب واقعی منتشر کرد، و چنین برخوردی، برآورندۀ معیارهای توحیدی است. بگذریم از اینکه چنین تحقیقاتی وجهۀ تاریخی دارد و کـاری باستان شناسانه محسوب میشود.

د قیاس حملۀ اسکندر ومغول، با فتوحات مسلمین، قیاس مع الفارق و غیر منصفانه است (بگذریم از اینکه حملۀ مغول روی مسلمین صورت گرفته است)، زیرا نه راه و روش آنها قابل قیاس است، نه اهداف ومقاصد آنها، و نه هیچ منصف و مورخی آنها را با هم قیاس کرده است. اصلا اسکندر و مغول جز سلطه گری و غارتگری و خرابکاری، نه کاری داشتند و نه ادعایی و نه چیزی! و بهمین خاطر اثری جز تاریخ ویرانگری از خود بجا نگذاشتند، و بعد، خود مغولان هم مسلمان شدند. در حالی که اسلام و مسلمین، بنیانگذار مکتب و راه جدیدی بودند، و در کار خود اصول و قواعد داشتند، و اصلا آنها از نامه نگاری و دعوتگری شروع کردند، و حتی در میدان جنگ هم دارای اصول: یا اسلام یا جنگ یا جزیه مالیات بودند. این در حالیست که امروزه هم رئیس آمریکا آقای جرج بوش تنها دو اصل دارد و صراحتا اعلام میدارد: هر کس و طرفی یا با ماست یا بر ضد ماست. بگذریم از ماهیت توحیدی قرآن ، که خطاب به انسان و مبنی بر اخوت و منادی آزادی بشریت است. و همین اصول و مبانی بودند که اسلام را در همۀ جوامع مسلمان شده ماندگار نمودند. اما باید دانست که تا وقتی آزادی وجود نداشته باشد و انسان تربیت یافته و ملتزم، مجال ظهور و نمو پیدا نکند، کاری از پیش نمیرود و راه رشد و ترقی گشوده نمیشود، و افکار و عقاید (هر ماهیتی که داشته باشند) عقیم میمانند.

م مطلب آخر: هر کس و جریانی که سخن خوب و ادعای درستی دارد، باید از آن استقبال کرد و عمل و کردارش را بر مبنای آن پیش بینی نمود. اما در عین حال نباید از کسی غافل شد ، و قرآن منزل هم در سورۀ عنکبوت آیۀ ۲ چنین اعلام میدارد: آیا آنهایی که میگویند ایمان آوردیم، رهایشان میکنیم و آنها را در برابر امتحانات عملی قرار نمیدهیم؟. اگر مسلمین همین آیه را اجراء میکردند، نظام یزیدی ولایت مطلقه سه دهه و نظام استبداد مطلقۀ پهلوی ۵ دهه نمی توانستند مردم را از بندگی الله به بندگی خود در آورند. البته در رابطه با ادعاها باید توجه داشت که آقای خمینی دارای بدترین افکار و عقاید بود، و الحق نظامش، تجسم این افکار وعقـاید فرقه ای وخــرافی و عقب مانده است. و بالاخـره چه در جامعـۀ ۷۰ میلیـونی ومتکثر ایرانی و چه در جامعه ای متحد و چند میلیونی، راه ترقی و شکوفایی و نجات ، آزادی و مردم سالاری و کثرت گرایی است. متن نظرات آقای رضا نصیری.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۱۴ محرم ۱۴۲۸ ۱۲ بهمن ۱۳۸۵