بِسْمِ اللَّه وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ

رهبری و نحوۀ انتخاب آن در سماء (به مناسبت روز بَیعت و پیمان)

اساس کار و فعالیت عقیدتی - سیاسیِ موحدین آزادیخواه، روی «اختیار و انتخابِ آزاد» قرار دارد؛ از دین و عقیده گرفته تا کلیۀ ارکان زندگی. و اما اختیار و انتخاب خط و رهبری نزد آنها مهمترین امر زندگی بعد از دین و عقیده و مکمل آن و بُعد عملی آن بحساب می آید (خط و رهبری توحیدی، شاخصِ اسلامیت و مسلمانی). و نحوۀ اختیار و انتخاب رهبری در اساسنامۀ سماء (پایه های تشکیلات - بخش رهبری) چنین منعکس شده است:

اصـــــل يکم

رهبرى سماء نهادى انتخابى است، و رهبر سماء بر اساس دو – سوم آراى اعضاء و از ميان منضبط ترين و لايق ترين و تواناترين آنها براى دوره اى پنج ساله برگزيده می شود.

اصـــــل دوم

کسانی که می خواهند نامزد رهبرى در سماء شوند، خود را به مراکز انتخاباتى معرفى می کنند، و از ميان نامزدها، فردى که دو – سوم آرای اعضاء و بيشترين آراء را احراز نمايد، سمت و مقام رهبرى را کسب کرده و به عنوان رهبر سماء به اعضاء و مردم معرفى مى شود.

اصـــــل سوم

رهبر سماء نظريه پرداز و سياستگذار سماء است، و در این راستا و بر پایۀ مرامنامه و اساسنامه و مصادر چهارگانۀ اجتهاد (قرآن مبین، قانونهاى علمى، سنت مسلم نبوی، عقل بشرى) به تفسير و تبيين خطوط کلی سماء در ابعاد مختلف مى پردازد.

اصـــــل چهارم

رهبری موظف است قبل از تصميم گيریها و ارائۀ طرح و برنامه ها و تاييد مصوبات با مشاورانش مشورت نمايد و نظرات و آراى آنها را مورد توجه قرار دهد.

اصـــــل پنجم

رهبر سماء نيازمند مشاورانی لايق و توانا در ابعاد مختلف و در رشته هاى مختلف می باشد، مشاورانی که با پیشنهاد خودش و بنابر مشورت با شوراى مرکزى تعيين می شوند.

اصـــــل ششم

اجتهادات و قرارات رهبرى، با توجه به موضوع و عام بودن و خاص بودنشان، از طرف شوراى مرکزى يا شوراهاى اختصاصى به اجراء در مى آيند، و شوراهاى مذکور در اين رابطه مسئوليت دارند.

اصـــــل هفتم

در صورتی که استعفاء يا پيشامد مرگ و يا ظهور حوادث ديگرى باعث شود که رهبر سماء نتواند به وظیفۀ خــودش (رهبــری) بپردازد، شوراى مرکزى امر رهبرى را به عهده مى گيرد، و در صورت برگشت ناپذير شدن ایشان، انتخابات جديد براى گزينش رهبر جديد به اجـراء در مى آيد.

بنابر این:  ۱- رهبری عقیدتی - سیاسی نزد موحدین آزادیخواه در «فضایی آزاد و توحیدی» بوجود می آید (همانطور که تا حال چنین بوده است)، همان فضایی که انتخاب و اختیار آزاد را میسر و آن را جامۀ عمل می پوشد. ۲- رهبری موحدین آزادیخواه «گزینشی و انتخابی» است و از میان بهترین اعضای سماء اختیار می شود، کاری که بر اساس ارزشهای توحیدی و با توجه به زمینه های نامزدیِ برابر صورت می گیرد. ۳- رهبر موحدین آزادیخواه «دوره ای و زمانمند» است و برای زمانی ۵ ساله انتخاب می گردد؛ بدین معنا که رهبر سماء هر پنج سال یک بار و در انتخاباتی آزاد و سراسری مُجددا اختیار می گردد.

بدین ترتیب، نحوۀ تشکیل رهبری نزد موحدین آزادیخواه، حتی به انتخاب و زمانمندی محصور نمی شود، بلکه قبل از آن «فضای آزادِ عقیدتی - سیاسی» به مثابۀ مشروعیت بخش و زمینه ساز آن تلقی می گردد. همچنین (و در همین راستا) مسائل اساسی و پیش بینی نشده (طبق قانون سماء) به همه پرسی واگذار می شود و نیازمند تصویب از طرف دو سوم اعضاء هستند. اینست که سازمان موحدین آزادیخواه ایران یک جریان و سازمان طراز نوین است، و ماهیت تشکیلاتی اش نیز «مستقل و متناسبت با افکار و عقاید خودش» میباشد، و تفاوت اساسی با احزاب و سازمانهای سنتی و خارجی دارد. و باید دانست که تشکیلات سماء دارای چهار پایۀ اساسی است که عبارتند از: قانون، رهبری، شورای مرکزی، و شوراهای اختصاصی، و همۀ آنها در فضایی آزاد و توحیدی و برای دوره ای مُحدّد انتخاب می شوند. و جهت درک و دریافت واضح تشکیلات موحدین آزادیخواه مطالعۀ اساسنامۀ سماء ضروری می باشد.

تبییناتی در موضوع شورای رهبری

۱- شورای رهبری، انتخابات مستقیم رهبری را (توسط بدنه و تشکیلات و یا مردم) با مشکل مواجه می سازد، و از این جهت (در وضعیتی مُبتنی بر شورای رهبری) معمولا بجای انتخابات مستقیم و بلا واسطه، انتخاباتِ نیابتی و غیر مستقیم صورت می گیرد، و به تبع آن، شورای رهبری نه نماینده و مظهر بدنه و تشکیلات، بلکه نماینده و مظهر آرای نمایندگانی است که آن را بر می گزینند.

۲- افرادی که تقوی و لیاقت و توانایی شورای رهبری را داشته باشند همیشه میسر نیست، و در نتیجه: یا باید افرادی کم کفایت بعنوان اعضای شورای رهبری معرفی شوند؛ و یا اینکه این نوع رهبری منتفی و بلا موضوع می گردد، و خاصتا در دورۀ تأسیس و حضور بنیانگذار (در هر چیزی) مسئلۀ شورای رهبری عدم موضوعیتش بیشتر می گردد. اینست که در واقع شورای رهبری زمانی معنا پیدا می کند که «شخص شاخصی» برای رهبری وجود نداشته باشد.

۳- شورای رهبری، بنابر ماهیت مُتعدد و چند رأسه اش، مناقشه برانگیز و از مدیریت یکدست و مؤثر محروم است، کمااینکه از تسریع کارها و پیشبرد امور عاجز و ناتوان می باشد، زیرا احساس مسئولیت (بنابر تعدد رئوس) پایین می آید. و حتی اصل مسئولیت پذیری در شورای رهبری مُشوَش و مُنقسم می گردد؛ و این امر مهم (به علت چند گانگی) احیانا با تنازل و تناقص روبرو می شود.

۴- شورای رهبری معمولا با مسئلۀ انقسام و انشعاب و تفرق روبروست، چرا که هر یک از اعضای شورای رهبری (اگر افرادی واقعی و صاحب رأی باشند نه تشریفاتی) خودش را قطبی تصور می کند و به تبع آن منشاء گرایشات متعدد می شوند؛ گرایشاتی که مایۀ جناح بندی گردیده و در واقع یک حزب و سازمان و یا یک مملکت و اجتماع را دچار چند دستگی می سازند. و طبعا در چنین وضعیتی (بجای اختلافات مُستمر و بلانهایه) ایجاد ائتلافها و اتحادیه ها میتواند بهتر و راهگشاتر باشد.

۵- مسئلۀ رهبریِ واحد و قرار گرفته بر عهدۀ شخصی معیَّن، در سایۀ اصولِ: آزادی (بیان و انتخاب) و انتخابات آزاد (دو سوم یا اکثریت) و دوره ای (مدت دار - چند ساله)، هم از مشاکل شورای رهبری مصون خواهد بود، و هم سازمان و تشکیلات و یا مملکت و اجتماع (با توجه به مُشارکت و شورایی بودنش) از گرفتار آمدن به انحصار و یکه تازی و افتادن به دست افرادی خاص در امان می ماند.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۲۷ ذو القِعده ۱۴۴۱ - ۲۷ تیر ۱۳۹۹