بسم الله الرحمن الرحيم

شريعت طالبان و اينتگريشن غرب؟!

چهارشنبه ۱۶ خرداد ١٣٨٠ شبکه هاى امپرياليسم خبرى غرب خبر دادند که طالبان حاکم بر افغانستان، خارجيان مقيم افغانستان را موظف به قوانين شريعت ميکنند و طالبان اعلام کرده اند که خارجيان هم بايد مقررات شريعت رادر رابطه با نحوۀ لباس پوشيدن، شُرب خمر، مسائل جنسى و.... رعايت کنند، وگرنه با آنها مانند مسلمين رفتار خواهد شد. همچنين همين شبکه ها افزودند که سازمان ملل متحد (دول غربى) عکس العمل نشان داده و اين نهاد بين المللى (يعنى نهادى که مجرى قوانين و دستورات دول استعمارى وامپرياليستى در سطح جهان است) در پى بررسى وچگونگى برخورد با اين اقدام تازۀ طالبان ميباشد!!

امپرياليسم خبرى غرب و همچنين سازمان ملل متحد غرب که هر دوى آنها نهادهاى استعمارى و امپرياليستى و وسيلۀ تبليغ و تنفيذ و اجراى اکثر طرحهاى سلطه گران و غارتگران غربى هستند، در حالى به اقدام طالبان (ملاهاى افغانستان) مبنى بر تحميل قوانين فقه سنتى به خارجيان (غربيان) اعتراض ميکنند که خود بانى تحميل و استعمار و استبداد هستند، و طرح ذوب و ادغام (اينتگريشن) در غرب و درهمۀ دول غربى، جزو نمونه هاى خيلى مستقيم و روشن تحميل فرهنگ و عرف و عادات غربيان به خارجيان از جمله به مسلمين است.

طرح ذوب و اٰدغام که درغرب اينتگريشن ناميده ميشود، براى تحميل فرهنگ مادى و جنسى و نژادى بر خارجيان و مسلمين و براى مقاصد استعمارى و امپرياليستى و نابودى عرف و فرهنگ مسلمين و همچنين براى ايجاد و تربيت عوامل دست نشانده از ميان آنها و براى استثمارهرچه بيشتر پناهندگان است. و هم اکنون اين طرح استبدادى و استعمارى وامپرياليستى و استثمارگرانه و متلاشى کنندۀ انسانها و خانواده ها و فرهنگهاى مختلف و....در کليۀ ممالک غربى جريان دارد و يکى از بزرگترين طرحهاى استبدادى و استعمارى و ضد بشرى در کل تاريخ است. و ذوب و ادغام غربى در مقدمۀ قانون سماء ( پاورقى ۱۶) چنين آمده است: طرح دَمج و ادغـام غربى، عبارتست ازذوب و تبديل تحميلى انسانها و نفى تعدديت و مظهر استبداد و تماميت خواهى است، و برای تبديل و تغییرهويت فرهنگى مهاجرين و پناهندگان است، که در ممالک غربی، جبراً بر مهاجرين و پناهندگان و فرزندانشان، به وسايل مختلف (تعليمى، فرهنگ سازى، تهديد و تطميع، و غيره) تبليغ و تلقين و تحميل میشود، و بعضاً موجب انهدام و اضمحلال فرهنگى و اخلاقى آنها مى گردد. همچنين اين مسائل موجب تضاد و درگيرى عميق خانوادگى می شود، و بدین علت، اختلال و تخريب و پراکندگى، سرانجام بسيارى از خانواده ها را تشکیل میدهد، سرانجام شومى که خواست و هدف استعمارگران و موجدان آوارگى مردمان است. طبعا این طرح استعماری استبدادی در جوامع و ممالک استبداد زده هم اجراء می شود، هم برای تحمیل برنامه ها و فرهنگ و اعراف غربی، و هم برای ذوب و اضمحلال اقلیتهای قومی و مذهبی. و مثلا حالا در ایران نظام ولایت مطلقه جهت فارسی سازی ایران و شیعه کردن همۀ ایرانیان از هر زور و حیله ای استفاده می کند و از هیچ تلاش استبدادی دریغ نمی ورزد.

دول غربى با زور و تحميلِ ذوب و ادغام، ميخواهند که عرف و فرهنگ غربى را بر مسلمين و بر فرزندان آنها تحميل کنند، و ممنوعيت روسرى زنان مسلمان در فرانسه، نمونۀ اعلام شده، و عدم امکان حضور زنان مسلمان همراه با روسرى در محل کار (در بسيارى از دول غربى)، و تعليم اجبارى انجيل و تورات در بسيارى از همين ممالک (از جمله در نروژ) نمونه هاى عام و روشن آنست. و بالفعل، در تمام دول موسوم به غرب، همۀ شئونات اسلامى، حتى در منزل شخصى، بصورت مستقيم و غيرمستقيم، مايۀ مجازات هستند!!، و يک مسلمان ملتزم و پايبند حتى از بدست آوردن يک کار و شغل مناسب هم محروم ميشود.

علاوه براينها، در اين اواخر، دول غربى ميخواهند تبعيض بين مسلمين و غير مسلمين را جزو قوانين مملکتی خود کنند، و حتى کار را بجايى رسانده اند که پيشنهاد هايى به مجالس قانونگذارى در دول غربى جهت تصويب قانون تبعيض (ازجمله در دانمارک و از طرف حزب مردم دانمارک که داراى يک سوم کرسيهاى مجلس دانمارک است) داده شود. قانونى مبنى بر اينکه اگر پناهجويى به دول غربى بياييد: اگر مسلمان باشد او را قبول نکنند و رد نمايند اما اگر غير مسلمان باشد او را بپذيرند و قبول نمايند!!، در هُلند هم شبيه اين طرح پيشنهاد شده که: اگر مسلمانى مسيحى شود او را بپذيرند!! و اگر مسلمان باقى بماند او را رد نمايند!!، و اکنون اين قانون تصويب نشده!! را عملاً وعلناً به اجراء درآورده اند، و کليساى مسيحى هلندى، مقابل اردوگاه پناهجويانِ آن ديار شعبه داير کرده و با برنامه هاى مختلف و همراه با کتب متنوع مسيحى، که به زبانهاى مختلف ترجمه شده اند، وارد صحنه شده و در ميدان مسيحى سازى و مسيحى کردن (در مقابل قبول شدن و اخذ حق پناهندگى!!) ظاهر شده است. در دول ديگر غربى و استعمارى و امپرياليستى هم، حال و وضعيت خارجيان و پناهندگان و پناهجويان به همين صورت پيش مى رود.

اينست که گاهاً و بناچار بعضى از مسلمانان اسمى و غير مُلتزِم، تظاهر به غير از دين اسلام ميکنند و حتى مسيحى ميشوند. و دول غربى، بنابر قراين، ميخواهند که عدم پذيرش مسلمين بعنوان پناهنده را قانونى سازند!!، بگذريم از اينکه تا به حال سختيها و موانع بسيارى در راه پناهندگى مسلمين ايجاد کرده و بسيارى را هم تحويل نظامهاى استبدادى حاکم بر بلاد و جوامع اسلامى داده اند. و جهت ساکت کردن مسلمين: از طرفى ممالک اسلامى را ناامن و استبدادى کرده و تحت سلطه قرار داده و از طرف ديگر مانع ورود مسلمين و رد پناهندگى آنها و بى پناهى آنها ميشوند!!، و اگر هم پناه آوردند آنها را تحويل نظامهاى استبدادى!! در جوامع اسلامى!! ميدهند. و اين سياست جديد دول غربى، ناشى از يأس و ناشى از عدم نتيجه گيرى غرب از ذوب و ادغام مسلمين است.

امروزه در غرب هيچ مسلمانى نميتواند براى فرزندش تصميم بگيرد که چه بايد بکند و چه نبايد بکند، و در بعضى از اين دول، فرزندان از ۶ ماهگى از اختيار والدينشان خارج ميشوند، و تا آخر عمر، در يک  برنامۀ وسيع ذوب و ادغام و در دهها و صدها طرح عملى و نظرى قرار ميگيرند و در مقابل فرهنگ خانواده شان قرار داده ميشوند. اما سازمان ملل غرب در مقابل ذوب و ادغام اجبارى مسلمين که دهها سال است با بى رحمانه ترين وجه بر آنها تحميل ميشود، عکس العملى از خود نشان نميدهد؟!!

طرح شوم و ضد بشرى ذوب و ادغام، حالا با بى سابقه ترين و شديدترين شيوه در دول غربى و ضد آزادى و ضد تکثر و تعدديت تحميل ميشود و حتى کسانى، عليرغم نداشتن جا و مکان و تنها بخاطر جبرها و تحميلات بنيانکن و ريشه برانداز که برآوارگان و پناهندگان مقرر ميشود، اين ممالک را ترک و بعبارت بهتر از آنها فرار ميکنند، و درممالک غربى بسيارى شاهد هستند که مثلاً چگونه زنان و مردان مسلمان را در مقابل انحرافى ترين فيلمهاى جنسى و همراه با تجاوزات جنسى و شرابخواريهاى حيوانى و مقارن با دود سيگار و... قرار ميدهند، و چون اگر اين زنان و مردان به ديدن اين فيلمها و دهها برنامۀ فاسد کنندۀ ديگر نروند، آنها را جريمه ميکنند، ناچاراً بعضى از آنها و بنابر ضعف، درآنها حضور پيدا ميکنند!!، و اما اين زنان و مردان درعين صحنه هاى بسيارضد بشرى و ضد اخلاق انسانى و توحيدى، سرهايشان را پايين مياندازند!! و گاهاً نيز همين ها دست به اعتراض ميزنند و جريمه ها را متحمل ميشوند!! همانگونه که بسيارى از زنان مسلمان که به محل کارى فرستاده ميشوند، به دليل داشتن روسرى و عدم انداختن آن، آنها را برميگردانند و از پذيرش آنها و دادن کار به آنها خودارى ميکنند!!

و دول غربى، طرح ذوب و ادغام را در سايه و با زور موارد ذيل تحميل ميکنند:

١- تعميم روابط جنسى و ترويج لختى گرى (و تحقير پوشش و روسرى) و ترغيب و الهام به اجبار مبنى بر سبيل تراشى مردان و زدن کراوات از طرف آنها و انطباق خانوادگى به آداب و عادات غرب.

 ٢- ترويج شرابخوارى (در رابطه با زنان و مردان) و ايجاد فرهنگ متناسب با آن و کوشش براى عادى سازى مصرف گوشت خوک در ميان خانواده ها و فرزندان آنها، در مدارس و مراکز نگهدارى اطفال.

 ٣- تبليغات بسيار شوم و دروغين عليه اسلام و مسلمين و کوشش براى حذف فرهنگ اسلامى از خانواده هاى مسلمين .

 ۴- ترويج نژاد پرستى و نژادگرايى در ميان مسلمين و خانواده هاى اسلامى و سعى در متفرق کردن مسلمين از يکديگر.

۵- دور کردن پناهندگان از همديگر و اسکان دادن و جاسازى آنها در ميان ساکنان بومى، جهت عدم ارتباط آنها و جهت عدم دسترسى آنها به فرهنگ خودشان و فراموش کردن آداب و عادات و عرف دينى و ملى، و حضور در خانه هاى آنها به جبر، بدون اينکه کفشها را از پا در آورند!!

۶- تعليم و اجبار به تعليم فرزندان مسلمين و تحت برنامه هاى ذوب و ادغام قرار دادن آنها و اجبار آنها به خواندن تورات و انجيل و آموزشهاى غربى و ذوب شدن آنها و ترک و فراموشى فرهنگ و عرف خانوادگى و قبلى.

٧- آلوده کردن فرزندان مسلمين به فحشاء و شرابخوارى و شرارت و بازيهاى انحرافى و مشغول کردن آنها به ولگردى و خارج ساختن آنها از مهار والدين و بردن آنها به حوضهاى شناى دسته جمعى (دختران و پسران لخت)، به جبر، و بنابر برنامۀ مدارس و مراکز نگهدارى اطفال!!، و رها کردند دختران و پسران در همۀ سطوح سنى!! در مدارس و مراکز نگهدارى اطفال، بصورت دسته جمعى و مخلوط و با لباسهاى جنسى!! (از 6 ماهگى تا آخر).

٨- محال ساختن دسترسى خردسالان به فرهنگ و عرف خانوادگى و ترغيب خانواده ها به جانشين کردن زبان مملکت ميزبان با زبان مادرى و متشنج کردن و متلاشى نمودن فرهنگ و عرف خانواده.

٩- کوشش براى متلاشى کردن خانواده ها و دخالت نيروهاى پليس در امور خانوادگى مسلمين و تلاش براى واقع شدن طلاق و جدايى بين همسران و متهم کردن اسلام و مسلمين به تحميل همسر بر فرزندانشان و بهانه سازى براى دخالت هرچه بيشتر در جهت تحقق طرح ذوب و ادغام.

١٠- برده ساختن پناهندگان و تحميل کارهاى سخيف و پست بر آنها و کشيدن کار از آنها به بهاى مزد بيکارى (مانند دولی که پول بيکارى به بيکاران ميدهند، و در صورت کار کردن هم، همين حقوق را به آنها پرداخت ميکنند. و پناهندگان بدان بيگارى ميگويند).

١١- تعطيل کردن اجبارى همۀ پناهندگان در مناسبتها و اعياد غربى و مسيحى، و مجبور کردن همۀ پناهندگان به حضور در کارها در مناسبتها و در اعياد دينى و ملى.

١٢- عدم وجود حتى يک برنامه يا درس يا فيلم در رابطه با شناخت يا صحبت از دين و فرهنگ و عرف مسلمين و ديگر پناهندگان و ناديده گرفتن مطلق آنها و عدم بزرگداشت غير از آنچه در غرب است و براى غرب است و خط ذوب و انحلال و ادغام است.

١٣- درممالک غربى، مردم و دولت، حتى حاضر نيستند که با غير از زبان مملکت خودشان با کسى صحبت کنند، و حتى اگر به انگليسى صحبت شود، به غير از ممالک انگليسى زبان، باز حاضر نخواهند شد که به کسى جواب بدهند و گفتگو نمايند، و نژاد پرستى، بعد از ماديت، دومين پايۀ فرهنگ آنهاست. البته در مراکز دولتى، بچه هاى خارجى، حق صحبت با زبان مادرى خود را هم ندارند و مخفيانه به زبان مادرى خود صحبت ميکنند، و در بسيارى ازممالک، مهاجرين حتى در کوچه و بازار هم مورد خطاب نژاد پرستان واقع ميشوند!!، و آنها هم ناچاراً به زبان مملکت غربى صحبت ميکنند!!، و گاهاً نيز آنها را تحقير ميکنند، و زنان خارجى پناهنده، براى در امان بودن موهاى خود را زرد!! نموده، و مردها هم، علاوه بر سبيل تراشيدن، با قيافۀ آنها ظاهر ميشوند، و مثلاً با لباس کوتاه (شورت) از خانه خارج ميشوند!! و حتى با خود سگى را هم يدک مى کشند!!

۱۴- و بالاخره در بسيارى از دول غربى، مسلمانان حق داشتن حتى قبرستان را هم ندارند!!، و در اين رابطه نيز مسلمانان دچار مشاکل بسيارى هستند. همچنين مسلمانان در بسيارى از دول غربى، در وقت کار، نميتوانند نماز بخوانند، و در رابطه با داشتن مسجد هم، داراى مشاکل زيادى ميباشند، و اگرهم بتوانند مسجد داشته باشند: اولاً نميتوانند اذان را با صداى بلند بخوانند و بايد داخل مسجد بخوانند، ثانياً در موارد و مواقع بسيارى، مساجد مسلمانان نميتواند نما و ظاهر مسجد داشته باشد و بايد به سبک يک خانه و ساختمان معمولى باشد!!، مساجد خانه اى که در خيلى از موارد کرايه اى!! هستند.

همۀ اين کارها در رابطه با همۀ پناهندگان و همۀ خارجيان اعمال ميشوند، اما هدف اصلى، مسلمين هستند، و در رابطه با آنها هم، کوشش اصلى براى جانشينى و تحميل عقيده و فرهنگ وآداب غربى به جاى عقيده و فرهنگ و آداب اسلامى است.

فرق اساسى قوانين طالبان و ذوب و ادغام دول غربى بطور کلى در سادگى و پيچيدگى و در وجود و عدم وجود وسايل و نظامهاى تحميل و اجبار و ذوب ساختن است: کار طالبان افغانستان (ملاها) مقيد ساختن ظاهرى است، چيزى که اگر طالبان هم تحمل کنند، مردم افغانستان، اباحه گرى غربيان را که وقتى به جوامع اسلامى ميروند فساد و فحشاء را از اندازه بدر ميبرند، تحمل نمى کنند. و قوانين طالبان، حداکثر شامل چند حکم فقه سنتى است که احياناً در اماکن عمومى، خارجيان غربى را به رعايت آنها ملتزم ميکنند، از جمله: رعايت پوشش براى زنان، عدم شرابخوارى زنان و مردان، و عدم هوس بازى در اماکن و محافل عمومى و....، که در صورت تخلف، ممکن است آنها را مجازات فقهى بکنند.

اما تحميلات غربى خيلى وسيعتر از آنست که اصلاً بشود با کار طالبان سنتى مقايسه شان کرد، زيرا طرح ذوب و ادغام غربى در يک نظام بسيار پيچيٰدۀ فکرى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى، و با در اختيار داشتن قرنها تجربه روى ذوب و ادغام بشريت، و با دراختيارداشتن آخرين محصولات صنعتى وفنى، و همچنين با قراردادن فرد مابين محروميت و هزينۀ سنگين و غير قابل تحمل و يا دريافت حقوق معين دولتى و غير دولتى، به اجراء در می آيد. در رابطه با بچه ها هم، در هر صورتى و در هر شرايطى، آنها بايد مراحل ذوب و ادغام تحميلى و اجبارى را طى کنند و در عرف و فرهنگ و عادات تحميلى غرب غرق شوند، و يا حداقل، مشکلات و ضربات فکرى و روحى زيادى براى آنها ايجاد و بر آنها تحميل شود.

اما با همۀ اين واقعيات، بازهم اين تنها طالبان هستند که فرزندان عصرحجر و موجودات ماقبل تاريخ قلمداد ميشوند و متهم به تحميل قوانين و دستورات بر خارجيان مى گردند، و براى مجازاتشان نيز سازمان ملل متحد؟؟!! وارد صحنه ميشود؟!، و باز اين دول استعمارى و امپرياليستى سلطه گر و غارتگر ِ جهان بشريت و عامل مصائب عظماى بشريت در طول ۵۰۰ سال اخير و موجد درنده ترين نظامهاى استبدادى و استعمارى و امپرياليستى و صانع همۀ سلاحهاى مخرب جهان کنونى و صادرکنندۀ همۀ وسايل شکنجۀ جهان امروز و فروشندۀ خطرناکترين جنگ افزارهاى ضد بشرى و عامل کشتارهاى بی نظير در همۀ تاريخ بشريت ميباشند که متمدن و آزاديخواه و مترقى هستند؟؟!!! اينست ماهيت امپرياليسم خبرى و اينست ماهيت سازمان ملل متحد!! که الحق دشمن همۀ ملل جهان و همۀ بشريت کنونى و عامل و مجراى بسيارى از طرحها و غارتگريها و جنايتهاى بزرگ استعمارگران وامپرياليستهاست، و همچنانکه همگان ميدانند ساختۀ آنها ميباشد و براى استمرار سلطه و غارت قانونى آنها!! بوجود آمده است، و اين نهاد ضد بشرى، يکى از اقدامات و مولودهاى امپرياليسم جهانخوار بحساب می آيد. و حق وتو براى ۵ دولت استعمارى و امپرياليستى و متجاوز، در بخش امنيت اين سازمان (امنيت صاحبان وتو!!)، که شکايت از استعمارگران و امپرياليستهاى پنجگانه و مجازات آنها را بکلى منتفى ساخته است، سند رسمى بشرستيزى اين سازمان ضد ملل جهان است. البته در ميدان عمل، اين سازمان منفور، آلت دست دولت آمريکا و نام ديگر ايالات متحدۀ آمريکا ميباشد!!

سازمان موحدين آزاديخواه ايران

۲ ربیع الثاني ۱۴۲۲ - ۲ تیـر ۱۳۸۰