بسم الله الرحمن الرحيم

نحوۀ رابطۀ مسلمین با غیر مسلمین

با سلام مجدد حضور آقای فرزاد: شما در نوشتۀ دوم تان درمورد رابطۀ مسلمین با غیر مسلمین چنین ابراز نظر کرده اید : وحق این است که بگوییم ما اهل توحید از هر کافر و مشرکی بیزاریم و بین ما و او عدوات و کینه است و هرگز این سخن مستلزم قتال با آنان نیست..... حال این کافر کمونیست باشد یا غیر او!. لکن چنین موضعی مورد تأیید موحدین آزادیخواه نمی باشد (بگذریم از اینکه عداوت و کینه اساس جنگ و قتال و نافی زندگی مسالمت آمیز است)، و موضع سماء نسبت به رابطۀ مسلمین با غیر مسلمین در مرامنامۀ سماء (فصل دعوت و روش آن) چنین منعکس شده است:

ب - روش دعوت - اصـل سوم: موضع سماء نسبت به کسانی که دين اسلام را نمی پذيرند و به راههاى غير اسلامى می روند، متناسب با نحوۀ موضع گیری آنها خواهد بود، بدین صورت که: اگر آنها روش مسالمت آميز را اتخاذ نمايند، موضع سماء نیز نسبت به آنها مسالمت آمیز و دوستانه خواهد بود، اما اگر موضع آنها خشونت آميز باشد، طبعا موضع سماء نيز تغيير خواهد کرد و بديهى است که غير دوستانه باشد. و آيـات ذِيل، چگونگى موضع گيرى و نحوۀ برخـورد مسلمين در رابطه با غير مسلمين را چنین اعلام می دارند:

لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ (سورۀ مُمتَحِنة - آیۀ ۸): الله مانع شما مسلمین نيست که با کسانى که بدليل ايمان و اعتقاد به دين توحيد با شما نجنگيده و شما را کشتار نکرده و از سرزمين و ديارتان اخراج نکرده اند، نيکى و بخشش داشته باشيد، و حقا که الله نيکوکاران و بخشندگان را دوست دارد.

إِنَّمَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَأَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَظَاهَرُوا عَلَى إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَمَن يَتَوَلَّهُمْ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سورۀ مُمتَحِنة - آیۀ ۹): غيراز اين نيست که الله مانع دوستى و پيوند شما مسلمین با کسانى است که بدليل ايمان و اعتقاد به دين توحيد با شما جنگيدند و شما را کشتار کردند و از سرزمين و ديارتان اخراج نمودند، و يا کسانی که در جنگ و کشتار و اخراج شما مسلمین از طریق پشتيبانى و کمک به دشمن شرکت کردند. و کسانیکه با قاتلان و اخراج کنندگان شما مسلمین، و نیز همکارانشان، پيوند و دوستى برقرار کنند، ظالم و ستمکار هستند.

اين آيات آزاديخواهانه و عدالت طلبانه، پايه و اساس وظايف و موضع گيری ها و برخوردهاى سماء در موارد مذکور است، همچنانکه اصل و اساس در میدان پيشبرد اهداف توحيدى روش مسالمت آميز میباشد.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۲۰ شوال ۱۴۳۰ ۱۷ مهر ۱۳۸۸


 


الحمد لله رب العالمین.

--
از حسن توجه شما نسبت به نقد گرفته شده کمال تشکر را دارم

اما نکاتی که بیان فرموده اید:

توضیحاتی که برای عنوان مقاله ذکر فرموده اید فی نفسه صحیح و غیر قابل انکار هستند اما به نظرم عنوان شما را تایید نخواهد کرد...

اگر منظور شما از کلمه " ضدیت" جملاتی است که در فوق اورده اید یعنی منظورتان این است که اسلام برای ضدیت با کمونیسم علم نشده..و مساله ای قائم به نفس است چه بسا تعبیر درست باشد...

اما عنوان شما این گونه به ذهن می رسد که اساسا فکر توحیدی با مرام کمونی مشکلی ندارد...و این جای تعجب دارد!
نباید فراموش کنیم که توحید دو رکن اساسی دارد که وجود هر کدام شرط توحید و عدم هر کدام ناقض توحید است....

کلمه لا اله الا الله از دو بخش نفی و اثبات تشکیل یافته که این آیات کریمه به واضحی ان را تفسیر می کنند.

خداوند می فرماید: فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا
: پس هر كس به طاغوت كفر ورزد و به خدا ايمان آورد به يقين به دستاويزى استوار كه آن را گسستن نيست چنگ زده است
---
کفر به طاغون : لا اله
ایمان به الله : الا الله
عزوه الوثقی : لا اله الا الله
به این معنا که هر کس خود را از هر چه طاغوت است اجتناب ندهد ...او نمی تواند ایمان به خدا داشته باشد...و توحید او ناقص است.
خداوند در وصف پیامبران می فرماید:
و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوالله و اجتنبو الطاغوت: ما برای هر قومی رسولی فرستادیم که تنها الله را عبادت کنند و و از طاغوت اجتناب کنند...
ان اعبدوالله : الا الله ...
اجتنبوا الطاغوت : لا اله

--
و اسوه ما در تحقق توحید ابراهیم خلیل است که خداوند در وصفش می فرماید:

قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَاء مِنكُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَكَ وَمَا أَمْلِكُ لَكَ مِنَ اللَّهِ مِن شَيْءٍ رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ

: قطعا براى شما در [پيروى از] ابراهيم و كسانى كه با اويند سرمشقى نيكوست آنگاه كه به قوم خود گفتند ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‏پرستيد بيزاريم به شما كفر مى‏ورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديدار شده تا وقتى كه فقط به خدا ايمان آوريد جز [در] سخن ابراهيم [كه] به [نا]پدر[ى] خود [گفت] حتما براى تو آمرزش خواهم خواست با آنكه در برابر خدا اختيار چيزى را براى تو ندارم اى پروردگار ما بر تو اعتماد كرديم و به سوى تو بازگشتيم و فرجام به سوى توست ...
---
و حق این است که بگوییم ما اهل توحید از هر کافر و مشرکی بیزاریم و بین ما و او عدوات و کینه است و هرگز این سخن مستلزم قتال با آنان نیست...
حال این کافر کمونیست باشد یا غیر او!
برائت از کفار و عداوت با آنان عام تر از ضدیت است
------------------------------
اما در مورد کفر و کافر نیز توضیحاتی دادید..جزاکم الله خیرا

معنای لغوی کافر مد نظر ما نیست...که اگر بود کشاورز نز کافر بود!
بلکه ما معنای اصطلاحی کافر مد نظرمان بود...

که ظاهر شما با تاکید بر جنبه خصمانه و دین ستیزانه می خواهید کافر فقط در این تعریف منحصر کنید...
ما توضیح دادیم که چه بسا طرف در جبهه جنگ و دین ستیزی ظاهری نباشد..و اگر از نظر شرعی او در دایره کفر باشد...دیگر او کافر است و تنها در جهت اجرای احکام وارده بر او منشا و نوع کفر او دارای اهمیت می شود...مثلا اگر کافر است که جاهل باشد و دین خود به او نرسیده ارجح این است که ما حق جنگ با او نداریم مگر اینکه او شروع کند...بلکه سعی می کنیم دین خدا را برای او تشریح کنیم...
و این کافر جاهل است....و چه بسا در نزد خداوند معذور باشد..اما حکم دنیایی او کفر است چون او به دین اسلام اقرار نکرده ...
..
اما کسی که در دایره اسلام قرار گرفته چه بسا جاهل بودنش او را از معذور کند و هم چنان بر اسلام باقی بماند!

http://forum.mosalman.net/showthread.php?t=13240