بسم الله الرحمن الرحيم

غفلت زدگى و استبداد زدگى و زلزله زدگى

زلزلۀ روز جمعه در استان کرمان و ويرانگرى گستردۀ آن درشهرستان بم (بام) بار ديگر نشان داد که زندگى کردن و خصوصا زندگى که داراى کيفيت و ترقى باشد چندان هم امرساده اى نيست، و به تاکيد درسايۀ غفلت و نظام استبدادى نميتوان به چنين حيات بالايى دست يافت. زلزلۀ  روز جمعۀ استان کرمان خيلى چيزها را مجددا اثبات کرد و بسيارى از امور را نيز مجددا يادآورى نمود. آرى زلزلۀ استان کرمان و ويرانى شهرستان بم  (بام) نمايشگر تقدير الله رب العالمين بود. بدين صورت که: بنابر تقديرالله و قوانين حاکم بر کرۀ زمين، زلزله و لرزش زمين جزو مسلمات است، پديده اى که ميتواند بناها، جاده ها، پلها، چاهها و .... را ويران سازد و موجبات مرگ ابناء بشر و ديگر موجودات زنده را فراهم نمايد. و زمانى که بشريت از اين تقدير و قانون غفلت نمايد، اين ممکن حتمى ميشود و خسارت و مرگ و نابودى اش قطعى ميگردد، و اين تقدير الله است و تغيير ناپذير مى باشد. اما همانطور که ميدانيم غفلت تنها زلزله را مصيبت بار نمى کند، بلکه غفلت هرچيزى را مصيبتبار ميسازد، و کلا زندگى بشرى را در هر بعدى بلا و مصيبت ميگرداند، و چيزى را براى بشريت و زندگى بشرى باقى نميگذارد، و حتى انسانها را تا سطح موجودات غيرعاقل ميبرد و آنها را به اسفل السافلين ميراند. بعضيها تصور ميکنند که زلزله و ذات زلزله مصيبتبار و خطرناک است!!، تصوريکه ساده و خلاف واقعيت است. زلزله وقتى مصيبت بار ميشود که در جامعه اى غفلت زده و استبداده زده به وقوع بپيوندد، و مثلا در جايى رخ دهد که مردم در خانه هاى گلى زندگى ميکنند، خانه هايى که حتى باد خوش نسيم هم ميتواند به آنها آسيب برساند!!، و بى خيالى عميق و عدم مسئوليت حتى در برابر جان خود نيز زمانى است که مردم منطقه اى آشنا به خطرى باشند و در مسير مصيبتى واقع شده باشند، اما براى رفع آن اقدامى نکنند!، و از قضا زلزله برخلاف سيل و طوفان وبرخى حوادث ديگر درماهيت و ذات خود اينقدر مصيبتبار ومخرب نيست، بلکه در جايى ويرانگر و مصيبت بار ميشود که: اولا طرح و تفکر و انديشۀ بشرى براى حياتى مترقى و عزيز ممنوع و از بشريت سلب خلاقيت و ابتکار شده باشد، ثانيا در چنين محيطى، کل اموال و امکانات مملکت، به جاى حل مشکلات و ايجاد يک زندگى عالى، صرف سرکوب و اسکات مردم آن محيط شده باشد، و درآن محيط بودجۀ وزارت اطلاعات و نيروهاى سرکوبگر و مسلح، بلا حدود و نامحدود گردد. و بعد هم کسى نتواند بگويد و اعتراض کند که: اى مستبدين ظالم و سلطه گر و خودپرست، اين اموال و امکانات و سرمايه ها، بايد صرف مشکلات مردم و ايجاد يک زندگى مطمئن وشرافتمندانه شود نه صرف سرکوب و قلع و قمع آنها. اما خوب امکانات و سرمايه هاى جوامع استبداد زده صرف سرکوب و خفه سازى مردم و حيله گرى مستبدين ميشود. و نيز بوسيلۀ همين مال و ثروت، نظام استبدادى نيروهاى سرکوبگرش را از فرزندان همين سرکوب شده هاى غافل تشکيل ميدهد!! راستى بشر چقدر خسارت ديده و زيانکار است؟! اينست که بايد دعا کرد: خدايا مصيبت بزرگ نفت را که ميتوانست نعمتى بزرگ باشد نابود وخشک گردان! زيرا اگر نفت نبود و بودجۀ نظام سرکوب و استبداد روى دوش مردم و کار مردم بود، حداقل نظام استبدادى در ايران هفتاد ميليونى اينقدر گسترده و فراگير وطولانى و مصيبت بار نمی شد.

بدون ترديد نظام استبدادى، در هرجامعه ای، دو مصيبت اساسى را مى آفريند: يکى سرمايه ها و امکانات جامعه را قبضه و به تصرف خود درمی آورد، و ديگر اينکه اين سرمايه ها و امکانات را وسيلۀ سرکوب وايجاد فرهنگ استبدادى و نيز استخدام نيروهاى انسانى اجتماع ميکند. وحاصل اين وضع، مردم و جامعه اى است که هم فقر زده است (چون ثروت و سامان مملکتش توسط مستبدين قبضه شده است)، و هم خفه شده و رياکار و بى خلاقيت است (چون سرکوب شده و فقط دروازۀ هماهنگى با نظام و فرهنگ استبدادى برايش باز مانده است). و زلزلۀ استان کرمان و ويران شدن هشتاد درصدى شهر بم (بام) هر چه واضحتر نشان داد که حقيقتا درشهرها و بدتر از آن در روستاهاى ايران استبداد زده چه ميگذرد و دورۀ بازسازى و سازندگى نظام استبدادى چگونه بوده و اين شعارها با چه اهدافى علم و تبليغ شده اند!!، البته قبلاهم واضح شده بود، ولى اوضاع همينطور جلو رفته است! و مثلا زلزلۀ منطقۀ رودبار و منجيل نيز در سال ۱۳۶۹ به اندازۀ يک جنگ تمام عيار يعنى بيش از چهل هزار کشته و بيشتر از اين زخمى از مردم بيچاره بجا گذاشت؟؟!!!، حالا نوبت استان کرمان و شهرستان بم (بام) رسيده است!!، بگذريم از اينکه در سال ۱۳۶۰ نيز دو بار در استان کرمان زلزله به وقوع پيوست و آن وقت هم هزاران تن کشته و زخمى شدند!!، درخراسان، بوئين زهرا، اردبيل، طبس و.... نيز همينطور!!، فردا نيز نوبت منطقۀ ديگرى فراميرسد!!، بدون اينکه عبرت وکارى صورت گيرد!!، خوب وقتيکه غفلت موجود است و نظام استبدادى حاکم است و مردم براى بدست گرفتن سرنوشت خود کارى اساسى نمى کنند، قطعا مصائب ادامه خواهند داشت و چيزى هم تغيير نخواهد کرد، و اهل فکر و موضع نيز تنها کارى که مى توانند بکنند اينست که بر مصيبت زدگان تسليت عرض کنند؟!!، تسليتى که هرگز به آنها نخواهد رسيد؟؟!!!

آرى؛ کافى است که زلزلهاى رخ دهد، تا ايران ويران ما را ويران تر کند!، و به تاکيد در هرجايى از ايران زلزله اى به وقوع بپيوندد، اين مصيبتها تکرار خواهند شد. اما چاره چيست؟ خوب چاره معلوم است، و آنهم عبارت است از: بيدارى و قيام براى برپايى نظامى مردمسالار و مسئول و خدمتگذار، که هم مردم را سازماندهى کند، هم ثروت و سامان مملکت را صرف سازندگى و آبادى جامعه کند، و هم راه ابتکار وخلاقيت را باز نمايد، و اگرحاکمانى يا طرزتفکرى يا روشى از حکومتدارى نتوانستند، مشاکل جامعه و مردمى را حل کنند و در ميدان عمل لياقت حاکميت و فرمانروايى ر ا پيدا نکردند، مردم اختيار تعويض و برکنارى آنها را داشته باشند. در جامعه اى که حکومت انتخابى و دوره اى است، رقابت و مسابقه وجود دارد، و حکومتى که قصور ميکند برکنار ميشود. در نتيجه همگان تلاش ميکنند که از خود لياقت نشان دهند و هرچه بيشتر خدمتگذار مردم باشند، تا رأى و رضايت مردم را کسب نمايند. بر خلاف نظام استبدادى، که حالا در ايران، مستبدين ولايت مطلقه ۲۵ سال است نظام سياسى ايران را قبضه کرده اند، و بعد از اين همه بى لياقتى و جنگ هشت ساله و زلزله هاى ويرانگر و.... بازهم کسى جرئت نميکند که بگويد: اى مستبدين نالايق کنار برويد، نوبت آنست که مردم بعد از ۲۵ سال حاکمان ديگرى را انتخاب نمايند.

بايد مردم ايران خوب بدانند که اگر باز هم نجنبند، مستبدين ولايت مطلقه ايران را به وضعى بدتر از اين خواهند انداخت وجز ايرانى ويران و خرافاتى که توسط استعمارگران اشغال خواهد شد، چيزى باقى نخواهد ماند. بنابر اين بهتر است که مردم ايران اين مصائب را عادى و بديهى و حاصل غفلت و نظام استبدادى و عدم موضع و احساس مسئوليت تلقى کنند و جزع و فزع هم دردى را دوا نميکند. اگر مردم ايران اهل عزم و اراده بودند و بجاى آلوده شدن ميليونها جوان ايرانى به فحشاء و مواد مخدر در پى بدست گرفتن سرنوشت خود بودند و نظامى مردمسالار و خدمتگذار را مستقر ميکردند، با تلفاتى خيلى کمتر از زلزلۀ استان کرمان، ميتوانستند به اهداف خود برسند، زيرا حتى با تکيه بر ارقام رسمى نظام خمينى زلزلۀ استان کرمان بيش از ١٠٠٠٠٠ (صدهزار) کشته و مجروح بجا گذاشته است!! در حاليکه قيام مردم ايران عليه نظام پهلوى درسال ۱۳۵۷ بنابر ارقام غير رسمى همين حدود شهيد و مجروح داشته است!!، بگذريم از زلزله هاى قبلى، و بگذريم از جنگ هشت ساله براى صدور نظام ولايت فقيهى، و بگذريم از دهها هزار اعدام که نظام خمينى از آزاديخواهان و مردم ايران بعمل آورده است.

حال سؤال اينستکه آيا زلزلۀ استان کرمان، که شهرها و روستاهاى مختلف اين استان را در برگرفت و شهرستان بم  (بام) را به کلى ويران ساخت، مردم ايران را بيدار خواهد کرد و آنها را براى بدست گرفتن سرنوشت خود به حرکت درخواهد آورد؟ اگر اين زلزله، عليرغم مصائب عظيم آن، مايه و عامل بيدارى مردم ايران شود، به نعمت بزرگى مبدل خواهد شد و مردم ايران را از بزرگترين مصيبت و مادر همۀ مصائب يعنى نظام استبدادى نجات خواهد داد. و اولين نشانۀ اين حرکت قطعا تحريم گستردۀ انتخابات استبدادى در اول اسفند براى مجلس هفتم استبدادى از طرف مردم ايران است. اگر چنين شود اين زلزله را با وجود تلفات بسيار سنگين و فاجعه بار آن، بايد تبريک گفت، زيرا مايۀ بيدارى شده است. اما اگر چنين نشود و اين مصيبت نيز در بيدارى مردم ايران مؤثر نيفتد، بايد عميقا آنرا به مردم ايران و خصوصا به بازماندگان قربانيان تسليت گفت، و در عين حال خود را براى تکرار مصائب بزرگتر آماده کرد. خدايا بيدارى و حرکت و اراده را نصيب مردم ايران و همۀ مظلومان و غفلت زدگان و استبداد زدگان عطا بفرما، يا ربّ چنين باد.

سازمـان موحـدين آزاديـخواه ايـران

۷ ذو القعدة ۱۴۲۴ - ۱۰ دی ۱۳۸۲