بســــم الله الرحمن الرحيم

چهاردهمين سالگرد تأسيس سماء مبارک باد

چهاردهمين سالگرد تأسيس سازمان موحدين آزاديخواه ايـران را به مـردم ايران و به همۀ مـوحدين و آزاديخواهان تبـريک و تهنيت ميگوييم. به اميد روزى که بتوانيم سالگردهاى بعدى اين تأسيس فرخنده را آزادانه و در بين مردم خود جشن گرفته و رويش بحث نماييم.

۵ تير ماه ۱۳۸۴ چهاردهمين سال تأسيس سازمــان مـوحدين آزاديخـواه است. و سازمان موحدين آزاديخواه ايران در حالى عمر چهارده سالۀ خود را تکميل کرده و داخل پانزده سالۀ مبارزه و فعـاليت خود ميشود که: از طرفى ۵ سال از مرحلۀ کيفيت و انسجام بيشتر سپرى شده و مــرامنامه و اساسنامۀ سماء بازنگرى و مجدداً در همين ۵ تير ارائه گرديده است. اما مـرحلۀ فعاليت علنـى سمــاء که ۵ سال قبل آرزويش را نمــوده بوديم، هنــوز ميسر و متحقق نشده است، و مثلى که رسيدن دورۀ کـار و فعاليت علنـى، که با بر کنارى نظام ولايت مطلقه ميسر ميشود، بيشتر ميپايد. از طرف ديگر، سازمان موحدين آزاديخواه ايران در حالى چهاردهين سالگـرد تأسيس خود را تبريک ميگويد که نظام ولايت مطلقۀ استبــدادى، محمود احمدى نژاد را جانشين خاتمى منافق و رئيس اصــلاحات قلابى و عامل بقــاى نظام استبدادى و مأمور سازشکارى با استعمارگران غـربى کرده است. و حال بعد از ۱۶ سال حقه بازى و حيله گرى (دو دورۀ رفسنجانى و دو دورۀ خاتمى) اکنون آقاى احمدى نژاد، جانشين آنها ميشود، احمدى نژادى که حلقه بگوش ولايت فقيه بوده و وابسته به شديدترين و استبدادى ترين بخش نظام ولايت مطلقه است، و معناى اين کار چيزى جز بازگشت عملى به ۱۶ سال قبل و خط کشيدن بر افسانۀ اصلاح طلبى نيست.

نکتۀ جالب اينست که حتى اصلاح طلبان قلابى و حکومتى هم احمدى نژاد را يک فاشيست و عنصرى خطرناک و ضد اصلاحات معرفى کردند، تا جايی که اصلاً مردم را خاصتاً در مرحلۀ دوم نمايش، جهت جلوگيرى از پيروزى احمدى نژاد به شرکت در انتخابات استبدادى دعوت کردند، و بجاى زمينه سازى جهت انتخاباتى واقعى، به رفسنجانى رأى دادند. در حاليکه اگر اينها در کار خود صادق و درستکار بودند و کارشان براى استبداد و استعمار نبود، هم نظام استبدادى را افشاء ميکردند و هم بجاى توجه به غــرب و فرهنگ و ادبيات غــربى بسوى مردم مى رفتند و در خدمت مردم قرار ميگرفتند. اما اصلاح طلبان قلابى و استبدادى و استعمارى، خواستند مردم را فريب بدهند و رأى مردم را جهت بقاى نظام ولايت مطلقــه و سازشکارى با دول غربى و ناتويى مصرف کنند. و روى همين دغلبازى و رياکارى بود که مردم آنها را بى جواب نگذاشته و حذف و رسوايشان کردند و حتى احمدى نژاد را براين دروغگويان ترجيح دادند، بگذريم از اينکه معيار سنجش ما انتخابات استبدادى نيست، ولى اگر مردم را داشتند و حداقل مثل اکبر گنجى اين نمايش استبدادى را تحريم ميکردند، تا اين اندازه حذف و رسوا نمی شده و تنها نمى ماندند و مثل دوم خرداد ۷۶ بالاخــره مردم چيزهايى به آنها نشان مى دادند. البته اين رياکاران معامله چى، هدف ديگرى نيز در رابطه با شرکت در اين نمايش استبدادى داشتند و آن اينکه خواستند مردم را با شعارهاى رسواى قبلى، اما اين بار همراه با جريانات ملى- مذهبى و با شعار دمکراسى خواهى و حقوق بشر، به پاى صناديق نظام استبدادى بکشانند. و بعد از آنکه مصطفى معين از قافلۀ نمايش استبدادى جا ماند، نوبت به بهانۀ خطر احمدى نژاد رسيد و خواستند اين دفعه مردم را براى هاشمى رفسنجانى که ۲۶ سال است در رأس نظام استبــدادى قرار دارد، به پاى صندوقهاى نظام استبــدادى بسيج کنند. ولى در اين دغلبازى هم رسوا شدند و با فاصلۀ زيادى در برابر يک بسيجى، در نمايش استبدادى بازنده شدند. در اين ميدان بجاست که از طبل و دهل و سُرناى غرب و امپرياليسم خبرى اش نيز ذکرى بشود که چگونه براى رفسنجانى و ميانه روى اش! به صدا درآمده بود، و حتى شبکۀ الجزيرۀ قطرى هم، که يک شبکۀ  تلويزيونى استعمارى- استبدادى است، شب سوم تير نيز يقۀۀ  رفسنجانى را رها نکرده و او را بعنوان دارندۀۀ ۵۵ درصد آراء، پيـروز ميدان اعلام نمود. اما بالاخره ديديم که چگونه همۀ اين حيله گران در برابر رهبر مطلقه و بلا منـازع و بلا مهـار و بلا حـدود ولايت مطلقۀ خامنه اى به زانو درآمدند و چگونه رسوا شدند.

اما اين مسئله که نظام ولايت مطلقـه و خامنه اى، چگونه و بنابر چه اهـدافى به روش صريحى رسيده، و با بيرون آوردن احمدى نژاد از صناديق نمايش انتخابات، ميخواهد که بساط اصلاحات قلابى را جمع نمايد و بسوى موضعى جنگى حرکت کند، و قبــل از همـه، به غــرب و دولت هاى ناتويى چنگ و دندان نشان دهد، مسئله اى جالب و محل تأمـل است و آثار سياســى آن بــزودى ظاهــر خواهد شد. در اين ميدان دو قضيه ممکــن است نقش تعيين کننده اى در اتخـاذ اين روش بازى کرده باشند: يکى از آنها عــدم نتيجه گيـرى از سـازش و زد و بنـد با غرب است، و چون اين اصــلاحات براى سازش با غـرب راه اندازى شده بود، حال بايد درهم پيچيده شود و بجايش فرهنگ بسيجى و شيعه گرى و عزادارى، رايج و مسلط شود، تا از اين راه، دول غربى از تغيير نظام ولايت مطلقه منصرف شوند. به عبارت ديگر نظام ولايت مطلقه که از ١۶ سال سازش و امتيازدهى و سياست تنش زدايى با غرب، نتوانسته امان نامه بگيرد، حال به اين نتيجه رسيده که راه بازداشتن غـرب از فکر تغيير نظام ولايت مطلقه و يا حمله به ايران، اتخاذ موضع جنگى و ترساندن آنهاست، و ميخواهد سياست مذاکره با غرب و تلاش براى توافق با آنها را از مــوضع قدرت بيشتر و يا حداقل از راه تظاهـر به آن تقـويت نمـايد. قضيۀ دوم که ميتواند علت اين روش صريح و جنگى باشد، همانا اختلافات داخلى است، و مثلاً خامنــه اى بجاى شخصــى مثل رفسنجانى، که ميتواند با او وارد مناقشه و اختلاف بشود، يک بسيجى را انتخاب ميکند و از راه آن، کل دولت و حکومت در اختيار بلا منازع او قرار ميگيرد. و همانطور که ديديم ميتوان گفت که خامنه اى، رفسنجانى و کـروبى را طرد و رها نموده است، و اين دو نفــر هم هنوز برنده شدن احمدى نژاد را ناشى از دخالت سازمان يافته و ناشى از دخالت سپاه و بسيج و استفادۀ وسيع از امکانات دولتى ميدانند.

لازم به ذکر است که: آرايى که از اين نمايش استبـدادى بدست آمده است، فاقد اعتبار هستند، چون يا جعلــى و تقلبـى هستند، و يا محصـول تـرس و وحشت ميباشند. بگذريم از اينکه مردم ايران کلاً سلب اختيار شده است و کسی که معتقد و ملتزم به ولايت مطلقه نباشد و در چهارچوبۀ قانــون اساســى ولايت مطلقـه حرکت نکند و سابقۀ طولانى در نظام استبدادى نداشته باشد، ابداً نميتواند حتى نامزد رياست جمهورى بشود، و محروم شدن بيش از هزار نفر از نامزدهاى رياست جمهورى توسط شوراى نگهبان استبداد، مثال بارز اين واقعيت است.

حال سؤال اينست که: آيا اصلاح طلبان قلابى و حکومتى بالاخـره به اين نتيجه رسيده اند که نظام ولايت مطلقه اصلاح پذير نيست؟ چنين چيزى بعيـد است و به زحمت به چنين چيـزى مى رسند. چون از اول ساخته چــى و دروغــگو بودند و اصلاحاتشان براى سازش با غرب و بقاى نظام استبدادى بود. البته کسانى هم که به ملى - مذهبى مشهورند، کارشان در اين نمايش استبـدادى بسيار مفتضح گرديد، زيرا بعد ازآنکه در مرحلۀ اول انتخابات استبدادى براى رياست جمهورى، بنابر شروطى و به بهانۀ تشکيل جبهۀ دمکـراسى خواهى و حقوق بشر به معين و شعارهاى قلابى اش رأى دادند، در مرحلۀ دوم، بدون شرط و شروطى و همراه با دار و دستۀ معين و خاتمى بســوى رفسنجانى رفته و به بهانۀ تــرس از فاشيسم احمدى نژاد به عالى جناب سرخ پوش پيوستند و به او رأى دادند!، اما در آنجا نيز چيزى نصيبشان نشد و ديديم که در آنجــا نيز چه شکستى خوردند. و حـالا اين آنها هستند و جناب احمدى نژاد برنده!، بله اينها غافلند و بلکه تجاهل ميکنند از اينکه همه چيز تحت سلطه و نظارت ولايت مطلقـه است و احمدى نژاد بیچاره کاره اى نيست و او صرفاً يک کارگذار خامنه اى است. و اين بازارهاى دروغ پردازى صرفاً براى توجيه مواضع و اهداف بيجا و خلاف واقع است.

اکنون که در مورد اصلاح ناپذيرى نظام استبـدادى ولايت مطلقه، تا حـد زيادى اتفاق نظر حاصل شده است، چه ميتوان کرد و يا چه چيــزى رخ خــواهد داد؟ از نظر سماء بيشتر سه وضع را ميتوان تصور کرد: اولاً ممکــن است نظام ولايت مطلقه تا مدتى نامعلوم تداوم پيدا کند، و اين تداوم حتماً ناشى از سازش با غرب خواهد بود، و تصور نشود با آمدن احمدى نژاد پروندۀ  سازش با غرب بسته ميشود. ثانياً ممکن است مردم ايران بيش از اين استبــداد و فقــر و تبعيض را که نظـام ولايت مطلقه، در ابعاد مختلف، مسبب و مروج و حامل آنست، تحمل نکند و براى زوال و برکنارى نظام استبدادى به ميدان آيد و نظام ولايت مطلقــه را با اراده و فداکارى خود به زانو در آورد. ثالثاً ممکن است مسئلۀ نظام ولايت مطلقه بجايى برسد که نتواند با دول غربى و ناتويى سازش اساسى نمايد و مثلاً استعمار صهيونى را برسميت بشناسد، در اين صورت، امکان درگيرى عسکرى نظـام ولايت مطلقه با دول غربى و ناتويى وجود خواهد داشت و سقــوط نظــام ولايت مطلقــه جزو پيامدهاى اين جنگ خواهد بود. اما امکــان سوم، زمانى به وقوع مى پيوندد که دول غربى و ناتويى نتوانند با نظام ولايت مطلقه بسازند. و بايد اين نکته را بخوبى درک نمود که دول غربى، نظام ولايت مطلقه را براى مردم ايران ساقط نميکنند، بلکه اگر اين کار را بکنند براى خودشان ميکنند. در نتيجــه تا منافع نامشـروع خودشان اقتضا نکند، چنين چيزى رخ نمى دهد. حال ممکن است کسى بگويد که آيا ممکن نيست که خواست مردم ايران و مصالح غربى اقتضا کند که اين نظام استبدادى بر کنار شود؟ جواب اينست که دول غربى دشمن آزادى و مردمسالارى و کثرتگرايى هستند، در نتيجه تا وقتيکه زمينۀ  نظام استبدادى ديگــرى فراهم نشود که جانشين اين نظام استبدادى گردد، نظام ولايت مطلقه از دست غـرب در امان خواهد بود، و هر فشارى که به آن وارد کنند، صــرفاً براى امتيازگيرى بيشتر است و اقــدامى اساسى عليه آن انجــام نخواهند داد. و خصـوصاً که حالا تجربۀ عراق و افغانستان را در دست دارند، در حمله به ممالک، تأمل ها ميکنند. اما در رابطه با اينکه دول غربى و ناتويى بخواهند از طريق مخالفين نظام ولايت مطلقه وارد عمل شوند، چنين چيزى بعيد بنظر ميرسد، چرا که در آن صورت، ايرانيان مخالف، هم بايد داراى نفوذ و وجهه در ميان مردم خود باشند، تا مــردم همکار آنها شوند، که غربيان چنين مخالفينى را نميخواهند، و هم بعد ازسرنگونى نظــام ولايت مطلقــه، ايرانيان نيز کــاره اى خواهنــد بود، که آن هم در تضـاد با انحصار طلبى دول غربـى است. اينست که ما معتقد هستيم که خواست مردم ايران در تضاد با منافع و مصالح دول غربى باقـى خواهد ماند. اما اين را هم نبايد فراموش کرد که نه مردم ايران و نه دول غربى قـدرت مطلقه نيستند و همه چيز در دست خودشان نيست، و در تغيير و تحولات اساسى، خيلى چيزها بنابر ناچارى صورت ميگيرد، و اين جزو سنن تاريخ بشرى است.

سازمــان مــوحدين آزاديخــواه ايــران

۱۹ جمادي الاول ۱۴۲۶ - ۵ تیر ۱۳۸۴