ظنّ تُهی از حقّ؛ و حقّ بدون آزادی!

بنابر نصوص قرآن، ظن و گمان (ذهنیات و خیالات) انسان ها را از حق و حقیقت بی نیاز نمی کند: اِنّ الظنّ لا یُغني مِن الحَقّ شَیئا، کما اینکه حق و حقیقت (حق بودن) انسانها را از آزادی بی نیاز نمی سازد، و بدون آزادی، بشریت هرگـز به حق و حقیقت نخواهد رسید و از ظـن و گمان و خیالات (دروغ و خرافات) بیرون نخواهد آمد، چرا که حق و حقیقت از طریق آزادی اثبات میشود و از همین راه اکاذیب و خرافات و خیالات محو و زائل می گردند. اینست که بجز آزادی، راهی برای بیرون آمدن از ظنّ و گمان و حرکت بسوی حق و حقیقت وجود ندارد. و دلیل تداوم افکار و عقاید ظنیّ و خرافی و علت شیوع دروغ و حیله گری، ناشی از عدم وجود آزادی و حاکمیت نظامهای استبدادی و بقای فرهنگ راکد و بلاتغییر است. بهمین خاطر، رسالت توحیدی اسلام، صــرف نظر از میزان تحقــق آن، قبل از هر چیزی برای برقــراری آزادی و میسر نمودن بـلاغ مبین و بت شکنی (لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ)، و همچنین جهت نابــودی و زوال وضع استبـدادی و بــت پرستــانه (ويَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُــمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِـمْ) نازل شده است. بنابراین، حق بودن و حقـانیت داشتن و روی حـق ایستادن، بـدون آزاد بـودن و آزادی داشتــن و در آزادی زیستن، به نتیجه ای نخواهد رسید و چیزی را نصیب بشریت نمی سازد، و در وضعیت استبدادی، حق و حقیقت نیز تبدیل به ذهنیات میشود و مثل ظنیات و خیالات بلا اثر می گردد.