بِسْمِ اللَّه وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ

 نحوۀ اختیار و انتخاب رهبری نزد موحدین آزادیخواه

بنابر مفاد پایه های تشکیلات موحدین آزادیخواه (در اساسنامۀ سمـاء): ۱- رهبری در جَوّی «آزاد و توحیدی» بوجود می آید، همان جَوّی که اختیار و انتخابِ آزاد را میسر و آن را جامۀ عمل می پوشد. ۲- رهبری موحدین آزادیخواه «انتخابی و گزینشی» است، و رهبر سمـاء از میان بهترین اعضای سمـاء اختیار و انتخاب می گردد، کاری که مبنایش ارزشهای توحیدی و زمینه های برابر نامزدی است. ۳- رهبری سماء «دوره ای و زمانمند» است، و اختیار و انتخابش برای مدتی ۵ ساله است؛ یعنی هر پنج سال یک بار و در انتخاباتی آزاد و سراسری تجدید می شود.

بدین ترتیب، در تشکیل رهبری موحدین آزادیخواه قبل از شوری و مشورت «جَوِّ آزاد و توحیدی» قرار دارد، وضعی که شوری و مشورت را معنادار و مقدمات اختیار و انتخاب حقیقی را جامۀ عمل می پوشد. همچنین (و در همین راستا) مسائل اساسی و پیش بینی نشده (طبق قانون سماء) به همه پرسی واگذار می شود و نیازمند تصویب از طرف دو سوم اعضاء است. اینست که سازمان موحدین آزادیخواه ایران یک جریان و جماعت طراز نوین است، و ماهیت تشکیلاتی اش نیز مستقل و متناسبت با افکار و عقاید خودش می باشد، و تفاوت اساسی با احزاب و سازمانها و جماعات سنتی و غربگرا دارد.

قابل ذکر است که تشکیلات سماء چهار پایۀ اساسی دارد که عبارتند از: «قانون، رهبری، شورای مرکزی، و شوراهای اختصاصی»، که همۀ آنها در فضایی آزاد و توحیدی و برای دورۀ مُحدَّدی انتخاب میشوند (جهت فهم دقیق تشکیلات موحدین آزادیخواه مطالعۀ اساسنامۀ سماء ضروری می باشد). و باید دانست که تبعیت و اطاعت مُطلق (که بیشتر تبعیت و اطاعتِ کور و سنتی را منعکس می سازد) نزد موحدین آزادیخواه معنایی نمی یابد، چرا که در تفکر اهل توحید و آزادی حتی تبعیت از اللّه و اطاعت از آیات قرآن بر اساس اجتهاد و در سایۀ حکمت و بصیرت و درک زمان و مکان صورت می گیرد.

تبییناتی در موضوع شورای رهبری

موضوع شورای رهبری در دورۀ ما بیشتر با نگاهی مثبت و ایجابی نگریسته شده است؛ تا جایی که حتی خواسته اند آیۀ: «وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ» را در همین راستا استخدام نمایند و از آن شورای رهبری استخراج نمایند؛ و حتی رهبری صدر اسلام و دورۀ خلافت راشده را هم از چنین زاویه ای و از همین مبداء نگــاه می کنند. و در این مسیر و موج زده و عصرپسند، نه شروط و اوقات این نـوع رهبری چندان مورد بررسی قرار گرفته است؛ و نه فـرق چندانی بین شورای رهبری و رهبری شورایی لحـاظ و ملاحظه گردیده است. و به تأکید مسئلۀ بیزاری از گذشتۀ مطلقه و فردگرایانۀ سنتی و همچنین اتهامات و فشارهای خارجی در رابطه با شخص پرستی مسلمانان نقش زیادی در این اشتیاقِ زیاده روانه و مدح و ثنای شورای رهبری ایفـاء نموده است. و از این جهت ما در صدد هستیم که در اینجا مسئله را از زاویۀ دیگری بنگریم و قضیه را به شیوه ای متفاوت بیان نماییم و مشاکل آن را در بنودی بدین شیوه برجسته نماییم:

۱- شورای رهبری، انتخابات مستقیم رهبری را (توسط بدنه و تشکیلات و یا مردم) با مشکل مواجه می سازد، و از این جهت (در وضعیتی مُبتنی بر شورای رهبری) معمولا بجای انتخابات مستقیم و بلا واسطه، انتخاباتِ نیابتی و غیر مستقیم صورت می گیرد، و به تبع آن، شورای رهبری نه نماینده و مظهر بدنه و تشکیلات، بلکه نماینده و مظهر آرای نمایندگانی است که آن را بر می گزینند.

 ۲- افرادی که تقوی و لیاقت و توانایی شورای رهبری را داشته باشند همیشه میسر نیست، و در نتیجه: یا باید افرادی کم کفایت بعنوان اعضای شورای رهبری معرفی شوند؛ و یا اینکه این نوع رهبری منتفی و بلا موضوع می گردد، و خاصتا در دورۀ تأسیس و حضور بنیانگذار مسئلۀ شورای رهبری بلاموضوع تر میشود. اینست که شورای رهبری زمانی بیشتر معنا پیدا میکند که «شخصی شاخص» برای رهبری وجود نداشته باشد.

 ۳- شورای رهبری، بنابر ماهیت مُتعدد و چند رأسه اش، مناقشه برانگیز و از مدیریت یکدست و مؤثر محروم است، و از تسریع کارها و پیشبرد امور عاجز میباشد، همچنانکه احساس مسئولیت (بنابر تعدد رئوس رهبری) پایین می آید. و حتی اصل مسئولیت پذیری در شورای رهبری مُشوَش و مُنقسم می گردد؛ و این امر مهم (به علت و چند گانگی) احیانا با تنازل و تناقص روبرو می شود.

 ۴- شورای رهبری معمولا با مسئلۀ انقسام و انشعاب و تفرق روبروست، چرا که هر یک از اعضای شورای رهبری خودش را (با توجه نظراتش) یک قطب تصور می کند، و به تبع آن، هر یک از آنها (اگر افرادی واقعی و صاحب رأی باشند نه افراد تشریفاتی) منشاء یک خط و گرایش می شوند؛ خط و گرایشی که زمینۀ جناح بندی گردیده و در واقع یک حزب و سازمان و جماعت را چند جهته می نمایند. و در چنین وضعیتی (بجای اختلافات بلا نهایه) حتی ایجاد ائتلاف و اتحادیه بهتر و بجاتر می باشد.

 ۵- رهبریِ یک نفره و مُنتخب و قرار گرفته بر دوش فردی معیَّن، در سایۀ اصولِ: آزادی (آزادی بیان و انتخاب) و انتخابات آزاد (از طرف دو سوم و یا اکثریت بدنه) و زمانمند و دوره ای (مدت داری - چند سالگی)، هم از مشاکل شورای رهبری مصون خواهد بود، و هم سازمان و تشکیلات (با توجه به مُشارکت و شورایی بودنش) از گرفتار آمدن به انحصار و یکه تازی و افتادن به دست افرادی خاص در امان می ماند.

سازمان موحدین آزادیخواه ایران

۱۵ ذوالقِعده ۱۴۴۰ - ۲۷ تیـر ۱۳۹۸