بسم الله الرحمن الرحيم

راست و ناراست ابطحی و مشکل قورت دادن رأی مردم؟!

محمد علی ابطحی (رئیس دفتر ریاست جمهوری محمد خاتمی و از اصلاح طلبان نظام ولایت مطلقه) در آخرین اظهاراتش نکات محل توجهی ابراز داشته است؛ بنحوی که این اظهارات میتواند ماهیت و اهداف جناحهای نظام ولایت مطلقه را شفاف تر سازد. برای مثال ماهیت و اهداف اصلاح طلبانِ نظام ولایت مطلقه در این سخن ابطحی بخوبی بیان شده است: تفکر اصلاح‌طلبی الزاما در جریانات حزبی که به انتخابات منجر می‌شود شکل نمی‌گیرد. به اعتقاد من اصلاح‌طلبی جریانی است که هم انقلاب اسلامی را پذیرا است و هم برای تقویت مبانی این انقلاب و نظام به نقد و اصلاح می‌پردازد. بله؛ این جوهرۀ کار اصلاح طلبان نظام ولایت مطلقه بوده است. و به تأکید هدف اصلاح طلبی آنها من البدایه نرم و آرام کردن نظام ولایت مطلقه و تحقق داستان تنش زدایی خاتمی با دول استعماری و تداوم نظام ولایت مطلقه با همکاری غرب بوده است؛ چیزی که نیازمند کسب آرای مردم بود؛ همان آرایی که کسب آن چندان هم آسان نبود؛ و همین طمع بود که آنها را با نظام ولایت مطلقه درگیر نمود. همچنین ابطحی در این سخن راست و ناراست را با هم قاطی کرده است: اینکه جریان اصلاحات از جنبش سبز خیلی ضربه خورد را قبول دارم و همیشه روی آن تأکید کردم، به همین دلیل هم رفتم سمت آقای کروبی. جنبش سبز را یک جنبش مرحله‌ای و گذرا می دانستم. جنبش سبز اگرچه جزئی از اصلاحات محسوب می‌شود اما به روش‌هائی که در آن اتخاذ شد و مواضع متناقضی که گرفته شد و یأس و ناامیدی که پراکند، انتقادهای زیادی دارم. آری؛ اصلاح طلبی استبدادی (که جناحی از نظام ولایت مطلقه آن را علم کرد) از جنبش سبز ضربه سختی خورد؛ همانطور که سرانش جنبش سبز را کاری مرحله ای و برای گرم کردن تنور انتخابات! در نظر گرفته بودند؛ و لکن رأی مردم را طلبیدن! عواقب خود را دارد؛ که ابطحی و دیگر همکاران خاتمی و رفسنجانی هم بدان گرفتار شدند؛ بالاخره مردم که خواب نیستند! و آنها نیز مقاصد خود را دارند؛ و آرایشان بدین سادگیها قورت داده نمی شود. البته اینکه ابطحی میگوید که جنبش سبز یأس و ناامیدی پراکند! در رابطه با اصلاح طلبان استبدادی صدق میکند؛ اما جنبش سبز آزادی برای جریانات و مردم آزادیخواه بزرگترین امید در طول ۳۰ سال استبداد وسرکـوب گری ولایت مطلقه بود؛ کما اینکه بزرگترین عامل اتحــاد و همنوایی گردید و دل همه را سبز و خرم ساخت. و اما ریاکارانه ترین سخن ابطحی (که بیشتر دُم جنباندن در برابر نظام ولایت مطلقه بحساب می آید، همانطور که ریاکارانه علیه رفسنجانی و احمدی نژاد سخن میگوید) این نظر مُفتضحانه و رُسوا کننده است: به نظر من و بنا به دلایل گوناگون و منجمله دلائل منطقه‌ای و خستگی از منازعات سیاسی، انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی انتخابات "پرجمعیتی" خواهد بود. البته شاید از اینهم ریاکارانه تر این جملۀ کاسبکارانه باشد: اگر سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی رهبری واقعا جدی پیاده شود، انتخابات خیلی بهتر برگزار میشود. نشانی سخنان محمد علی ابطحی:

 http://nasimonline.ir/NSite/FullStory/News/?Id=256939

 

نظر موحدین آزادیخواه در رابطه با اصلاح طلبانِ نظام ولایت مطلقه در بیانیه ها و مقالات متعددی تبیین و نقد شده است، و من جمله در مطلب: ادعای مردمی! و هم خانگی با استبداد؟! چنین آمده است:

سازمان موحدین آزادیخواه معتقد به جنبش آزادیخواهی است، و جنبش سبزِ اصلاح طلبان را دارای دو مشکل اساسی می بیند: یکی اینکه این جنبش که تحت رهبری اصلاح طلبان است، در نظام ولایت مطلقه محدود و محصور شده! و نیروهای خارج از نظام ولایت مطلقه را جزو خود بحساب نمی آورد؛ و در این باره تفاوت چندانی بین آنها و طیف احمدی نژاد وجود ندارد. و دیگر اینکه رؤسای این جنبش بدون اذن و اجازۀ نظام ولایت مطلقه کاری نمی کنند و همه چیزشان در چهارچوبۀ نظام ولایت مطلقه و مصالح آن قرار دارد؛ و این را روش مسالمت جویانه تلقی! میکنند. و این جنبش که به انحصار اصلاح طلبان درآمده، حاضر نیست که حتی با وسایل مدنی! با نظام ولایت مطلقه مبارزه نماید؛ اما خواستار آزادی و مردمسالاری! میشود.

 حال سؤال اساسی اینست: آیا هدفِ آنها آزادی و مردمسالاری است؛ یا مسئلۀ آنها مهار مردم! از این طریق است؟! جواب این سؤال چنین است: اصلاح طلبانِ حاکم بر جنبش سبز؛ جناحی از نظام ولایت مطلقه بوده و عمرشان صرف تحمیل این نظام شده است. به عبارت دیگر، آنها معتقد به مبارزه با نظام ولایت مطلقه نیستند؛ و صرفا به نقد حکومت احمدی نژاد و طیف او می پردازند. و همین است که بیشتر تظاهراتها و درگیریهای مردم با استبدادیان ولایت مطلقه را نمی پسندند؛ چه برسد به اینکه مردم را به کارهای مهمتری مثل اعتصابات عمومی دعوت کنند؛ و یا بخواهند با مخالفین نظام ولایت مطلقه هماهنگی کرده! و از مصالحه و آشتی ملی صحبت نمایند. نکتۀ اساسی دیگر و لایق ذکر اینست: به نظر ما علی خامنه ای (ولی مطلقه) بدین سادگی اصلاح طلبان را از نظام مطلقه اش حذف نخواهد کرد؛ چرا که او نمیخواهد اسیر احمدی نژادیها و فرقۀ مصباح یزدی گردد، و بدینصورت باید بعد از این شاهدِ نرمش بیشتر خامنه ای و عمالش نسبت به اصلاح طلبان باشیم؛ و به تبع آن اصلاح طلبان نیز به امید جا باز کردن در انتخابات بعدی! در مقابل خامنه ای و عُمالش کوتاه خواهند آمد؛ و در این میان حقوق مردم و اهداف قیام ۸۸ و آزادیهای اساسی قربانی خواهند گشت.

و در همین رابطه مطلب: از جنبش سبزِ اصلاح طلبی به جنبش سبز آزادی بسیار خواندنی است؛ و از جمله در آن چنین آمده است: بله از طرف اصلاح طلبان چیزهایی به مشام رسید و خیلی ها نیز از آن استقبال کردند (و موحدین آزادیخواه حالا هم خواهان اتحاد و همبستگی اصلاح طلبان و همۀ آزادیخواهان مستقل و مردمسالار هستند)؛ اما اصلاح طلبان نباید به فکر مصرف مردم برای مکاسب جناحی باشند. بالاخره مردم آزادی میخواهند؛ حقوق اساسی خود را میخواهند؛ چرا هر کس که قانون اساسی ولایت مطلقه را قبول نداشت؛ باید خارج از جنبش سبز قرار بگیرد؟! آیا چنین شرطی همۀ رشته ها را پنبه نخواهد کرد؟! به تأکید خواهد کرد؛ و محصور شدن در نظام ولایت مطلقه و محدود گشتن در اذن و اجازۀ استبدادیان ره به آزادی و مردمسالاری و کثرت گرایی نخواهد برد، و طبعا آزادیخواهان نمیتوانند به چنین روشی دل ببندند. و همین است که اگر جنبش سبزِ اصلاح طلبی به جنبش سبز آزادی تبدیل نشود و سطح آن ارتقاء پیدا نکند، افول و زوال آن حتمی خواهد بود. و طبعا این جنبش زمانی میتواند جنبش سبز آزادی بشود که از محدودۀ نظام ولایت مطلقه خارج گردد و هـدف اصلی را آزادی و مردمسالاری و کثرتگرایی قرار دهد. و در روش مبارزه هم علاوه برمحدود نشدن در اذن و اجازۀ استبدادیان و استفاده از همۀ وسایل مدنی، برنامه های مبارزاتی اش نیز مُستمر باشد و از مناسبتهای نظام ولایت مطلقه فراتر برود. آری؛ در نظام ولایت مطلقه تا حال دو جناح وجود داشته است: یکی جناح سرکوب؛ و دیگری جناح فریب. جناح سرکوب تحت امر علی خامنه ای و مصباح یزدی قرار دارد (که ماهیتشان مشخص است)، و جناح فریب نیز در مهار رفسنجانی و خاتمی است (که مشکل آنها نه عبور از نظام ولایت مطلقه؛ بلکه عدم تحمل شدنشان در آن میباشد). و طبعـا هر دو جناح تا حال در پی مهار و استخدام مردم بوده اند.

سازمان موحدین آزادیخواه ایـران

۱۷ رمضان ۱۴۳۲ - ۲۶ مرداد ۱۳۹۰